درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه
پيوندها

    تبادل لینک هوشمند
    برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان آذربایجان و آدرس mohsendamla.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)
آذربایجان




مردم آذربایجان ، مردمی اصیل و هنرپروند. موسیقی جایگاه ویژه ای در دل همه و آنها، از روستایی و ایلیاتی گرفته تا شهرنشین دارد و روح تک تکشان با صدای سازوآواز و داستان سرایی عاشق ها پیوند خورده است و از شنیدن آن در هر کجا که باشند احساس غرور و شعف می کنند.

موسیقی عاشقی آذربایجان ، غنی ترین نمونه و ادبیات و فرهنگ شفاهی آذربایجان است . درباره و پیشینه و اوزان ها و گوسان ها باید گفت که اوزان ها خنیاگرانی بودند که در گذر زمان خود را به چندین هنر از جمله شاعری ، نوازندگی و آهنگسازی و داستان پردازی آراسته اند.

گوسان ها که به نظر می رسد از نظر لفظ با اوزان ها، شباهت داشته باشد، در لغت ارمنی به معنای خواننده ، نوازنده و دلقک به کار رفته است . این داستان ها و ترانه های عامیانه از گذشته های دور، میان عاشق ها رواج داشته است . قدیمی ترین منبعی که از اوزان ها می توان نام برد، کتاب دده قورقود است .

 این کتاب قدیمی ترین کتاب ترکی تلفیقی از نظم و نثر به صورت داستان است و تاثیر زیادی در سنت داستان سرایی آذربایجان گذاشته است .

عاشق ساز می زند، نغمه و داستان می سراید و با خواندن شعرهای حماسی ، احساسات پاک و انسانی و آزادیخواهانه را در روح و جان مردم زنده می کند و در اغلب داستان های رمانتیک (افسانه ای ) مانند اصلی و کرم ، عاشیق غریب ، عاشیق امراه ، عباس و گولگز، عاشیق قربان و... قهرمان اصلی داستان خود، عاشق است .

جالب است که یکی از این داستان ها با مضمون دویدن عاشق از پی معشوق و گریز معشوق و تغییر شکل یافتن او، در فرانسه هم معروف است و sesohpromatemsednosnahc نامیده می شود که میسترال ، شاعر مشهور، دوباره آن را به نظم درآورده است . نقل انواع شعرهای قطاری نیز در میان عاشق ها مرسوم است و بلندترین آنها شعری است که در آن زندگی آدمی از روز تولد تا خانه و گور توصیف شده است .

عاشق ها از دل روستا و ایل و عشایر برخاسته اند و بیان کننده و افکار و آرزوهای مردم عادی اجتماع اند و در واقع حرف دل آنها را می زنند. اصول کارشان ، بداهه نوازی است و معمولا_ آشنایی با نت و علم موسیقی ندارند و نوازندگی و خوانندگی از پدرانشان سینه به سینه با گوش کردن و به خاطر سپردن به آنها رسیده است . اما موسیقی آذربایجان تنها به این دسته از عاشق ها محدود نمی شود بلکه موسیقی ملی و علمی هم دارد و موسیقیدانان و آهنگسازان بسیاری را در سطح جهانی مطرح کرده است .

تاریخچه آن به قرن 91 و خیلی پیش تر از آن می رسد اما از قرن 19 حیات ادبی و صنعت موسیقی آذربایجان پیشرفت زیادی کرده است و در نتیجه و آشنایی نزدیک با فرهنگ و تمدن کشورهای اروپای غربی ، علم و هنر آن با مضمون و خصلتی شرقی شروع به رشد نمود. در جریان پیشرفت فرهنگ و ادبیات آذربایجان در قرن 19، اسم و آوازه و تارزن هایی چون صادق جان ، خوانندگانی چون عبدالباقی و عاشق هایی چون نجفقلی در گوشه و کنار قفقاز پیچیده و شهرت بسزایی کسب کرده بود.


تغییرات سیاسی ، اجتماعی و ادبی قرن 19، در بسیاری از شهرهای آذربایجان خودنمایی می کرد. یکی از این شهرها شوشا بود. آوازه و این شهر به علت داشتن طبیعت زیبا و افسونگر و فرهنگ مترقی نه تنها در آذربایجان بلکه در جاهای دورتر از آن نیز پیچیده بود . ادبیات و موسیقی این شهر توجه سیاحان ، ادیبان و موسیقی شناسان کشورهای اروپای غربی ، روسی و سایر ملل را جلب کرده بود. تابستان ها از گوشه و کنار قفقاز، شعرا، نمایشنامه نویسان ، آهنگسازان و موسیقیدانان در آن جا جمع می شدند و در اجرای برنامه های تئاتر، کنسرت و مجالس جشن و عروسی شرکت می کردند.

 شهر شوشا مسکن استعدادهای درخشانی در موسیقی و شعر بود و چهره هایی همچون قاسم بیگ داکر، میرمحسن نواب و میرزاصادق اسداوغلو، نجف بیگ وزیراف ، خورشیدبانوناتوان و مشهدی جمیل و... نه تنها در آذربایجان بلکه در جاهای دورتر از آن نیز مشهور و شناخته شده بودند. در این خصوص موسیقی شناس مشهور و- دینوقرادوف  برای موسیقی شهر شوشا که از شهرهای باصفای قره باغ محسوب می شد ارزش والایی قائل شده و می نویسد:


تاریخ موسیقی آذربایجان به وسیله و هنرمندان شوشا خلق شده است این هنرمندان موسیقی خود را نه تنها در وطن خود بلکه در سایر ممالک خاوری شناسانده اند.

جا دارد از مجالس موسیقی - ادبی قرن 91 که در شهر شوشا برپا می شد سخن به میان آید

در سال های 1910 - 1872 مجلس فراموشان و یا مجلس خاموشان به رهبری موسیقیدان معروف میرحسن نواب و همچنین در سال های 1897 - 1864 مجلس انس  به رهبری شاعر معروف آذربایجان خورشید بانوناتوان  فعالیت گسترده ای داشتند و در ترقی موسیقی آذربایجان نقش بسزایی را ایفا نمودند.

در سال 1921کنسرواتور به پیشنهاد حاجی بیکوف با هدف تحصیل اختصاصی موسیقی ، تربیت متخصصان موسیقی اعم از نوازندگان ارکستر، معلمان موسیقی ، خوانندگان و آهنگسازان و غیره تاسیس شد و در آن پنج رشته پیانو، هنرهای آوائی ، نوازندگی ارکستر، آهنگسازی و شعبه و موسیقی شرق شروع به فعالیت نمود. در بهار 1922 کنسرواتور به صورت آموزشگاهی مستقل تکنیکوم موسیقی ترک  تشکیل شد و مدیریت آن به حاجی بیکوف واگذار گردید. 

این تکنیکوم در به وجود آمدن کادر موسیقی ملی نقش بزرگی ایفا کرد. در سال اول تعداد هنرجویان به هزار نفر رسیده بود. خیلی از هنرجویان آذربایجانی بعدها موسیقیدانان برجسته ای شدند.


در این سال ها هنرجویانی که در کلاس تار تحصیل می کردند، تئوری موسیقی را یاد می گرفتند، با تاریخ ادبیات موسیقی دنیا آشنا می شدند و در ارکستر سازهای ملی شرکت می کردند. در تکنیکوم برای اولین بار برنامه و درس برای شعبه و سازهای ملی از طرف اوزییر حاجی بیکوف تعیین و تشکیل گردید. این برنامه ها برای کلاس های تار، کمانچه و مقامات تکنیکوم موسیقی در نظر گرفته شده بود. در برنامه و کلاس های تار، مشق های مخصوص نت ، مقامات ، گام ها و آثار آهنگسازان ، ترانه ها و رقص های آذربایجانی در نظر گرفته شده بود. از وقایع مهم حیات تکنیکوم موسیقی ترک ، به نمایش گذاشته شدن کمدی موزیکال آرشین مال آلان  اثر اوزییر حاجی بیکوف با اشتراک هنرجویان در 22 ماه مه 1926 بود. این اثر در محل اپرا و تئاتر میرزا فتحعلی آخونداف به تماشا گذاشته شد. این گروه متشکل بود از هنرجویان رشته تار، که در کلاس حاجی بیکوف تحصیل می کردند.


بسیاری از این موسیقیدانان و آهنگسازان از جمله صادق جان ، حاجی بیکوف و... تغییراتی نیز در سازها و دستگاه ها و گوشه های موسیقی دادند و سازها و دستگاه هایی خاص موسیقی آذربایجان به وجود آوردند. از جمله ، تغییراتی که میرزا صادق جان در تار ایجاد کرد. این شخص نوآور، برای اولین بار در شکل کاسه های تار تغییراتی به وجود آورد، منظور وی از این تغییرات تقویت صدای آن و همچنین نگاه داشتن و نواختن آن روی سینه بوده است . صادق جان کاسه و تار را نسبتا_ عمیق کند، از وزن آن کاست ، قطر کاسه و آن را وسعت بخشید و شکل کاسه و آن را به شکل بیضی درآورد. این گونه تغییرات باعث به وجود آمدن دو کیفیت تازه در تار شد. یکی این که باعث تقویت فیزیکی صدای تار شد و دیگر این که چون کاسه و بزرگ تار به اندازه 100 میلیمتر از بالا به طرف عقب مایل بود، نواختن آن بر روی سینه امکان پذیر نبود. در تار جدید با از میان برداشتن این انحنا امکان بر روی سینه نواختن به وجود آمد و در نتیجه امکان بهتر نواختن آن عملی شد.


میرزاصادق تغییراتی نیز در محل جفت شدن دسته با کاسه به وجود آورد، قبل از آن دسته و تار یکسره به کاسه متصل می شد یا این که دسته به وسیله و تکه ای از آهن به کاسه بسته می شد، با این حال در تار جدید که میرزاصادق جان سیم های آن را زیاد کرده بود به علت کثرت سیم ها میان دسته و کاسه تار خمیدگی ایجاد می شد که باعث ناموزون شدن صدای پرده های تار می شد. میرزاصادق به خاطر رفع نقصی که از کثرت سیم ها ناشی می شد دسته و تار را در دسته و کوتاهی که از خود کاسه بیرون می آمد، فرو برد و با آن جفت کرد. ضمنا_ این چوب از خمیدگی مورد بحث جلوگیری می کرد. تا آن زمان در هیچ یک از آلات موسیقی مشرق زمین این کیفیت موجود نبود. تغییرات به عمل آمده در تار در عالم موسیقی شرق یک نوع نوآوری محسوب می شد. ترتیب قرار گرفتن سیم ها، نقش بزرگی در صنعت موسیقی آذربایجان و مخصوصا_ در اجرای مقامات ایفا کرده است . سیم های تازه ای که صادق جان به تار اضافه کرده بود، سیم های زنگ بودند که به سیم های آلیکوت معروف شدند.


سیم های آلیکوت در اجرای موسیقی حرفه ای و مقامات (دستگاه های ) آذری نقش مهمی دارند. هنگام اجرای ملودی ، از این سیم ها در صورت لزوم به طور هماهنگ استفاده می شود. در سال های بعد سعید رستم اف آهنگساز آذربایجانی یک عده دستگاه ها و مقام های ضربی را برای تار، کمانچه و بالابان و نیز ارکستر آلات موسیقی ملی تنظیم کرد، این مقام ها عبارتند از: سه گاه زابل ، چهارگاه ، بیات شیراز، شور، همایون ، شوشتر و حیراتی و...


تاری که صادق جان ساخت و توسعه داد، از نیمه دوم قرن نوزدهم از ترکیبات مختلف گروه های آلات موسیقی ملی جدا شد و با کمانچه ، قاوال (دف ) و خواننده که دف را هم او می نواخت ، گروه دیگری تشکیل داد. این گروه نوازندگان خدمات بزرگی در ترقی موسیقی حرفه ای و ملی آذربایجان داشته و در تاریخ موسیقی با نام نوازندگان سه نفری شناخته شده اند.


در این گروه های سه نفری ، تار نقش رهبر را در نواختن مقام به عهده دارد و در هنگام نواختن مقام ، راهنمای خواننده است و به گوشه ها و نفس های خواننده به موقع جواب می دهد و ملودی یا گوشه ای را که خواننده خواهد خواند به او یادآوری می کند و در حقیقت خواننده را به خواندن وا می دارد.

 
آوازه و این گروه نوازندگان نه تنها در آذربایجان بلکه در خارج از مرزهای آن نیز پیچیده است . بینوقرادوف ، موسیقیدان مشهور در کتاب خود گروه های سه نفری را با گروه های نوازندگان اروپایی مقایسه می کند و نشان می دهد که در واقع نقش و اهمیت آنها کمتر از گروه های نوازندگان درجه و یک اروپا نیست . گروه های سه نفری تنها به نواختن ملودی اکتفا نکرده بلکه ضمن همراهی خواننده ، در جای خود از عناصر چند صدایی هم استفاده می کنند.


از سازهایی که در موسیقی آذربایجان استفاده می شود غیر از کمانچه ، تار و دف که قبلا_ به آنها اشاره شد می توان قوپوز (که ساز اصلی عاشق های آذربایجان شرقی است )، بالابان (که شبیه به نی و آواز آن غمگین است )، قارمان ، قاوال یا دف ، قره نی ، تنبک و رباب ترکی (که در همان دیار به کمانچه مشهور است )، را نام برد و در ارکسترهای موسیقی ملی علاوه بر اینها گاهی از پیانو، آکاردئون و قانون نیز استفاده می شود. 


قانون ، سازی تخته ای و ذوزنقه ای شکل که عمق آن در حدود چهار انگشت است . مفتول های زهی بر آن می بندند و از هر سه وتر، یک آهنگ استخراج می شود و شباهتی به سنتور دارد. برای نواختن این ساز به جای مضراب ، دو انگشتانه فلزی که در سبابه هر دست جای ناخن را می گیرد به کار می رود. وجود شیطانک متحرک این ساز و نرمی سازهای زهی ، قانون را برخلاف سنتور به کوک ثانوی نیازمند نمی سازد.

 

موسیقی آذربایجان در گذر اعصار رشد و صیغل یافته و مسیر تکامل خاص خود را پیموده و به عالی ترین درجه رسیده است .

شوستا کوویچ ، آهنگساز بزرگ روس عصر حاضر ، مکتب آهنگسازی آذربایجان ( البته جمهوری آذربایجان ) را مکتب عالی موسقی آذربایجان نام برده است . موسیقی آذربایجان مختص قفقاز و آسیای میانه نبوده است بلکه در خاور میانه و خاور نزدیک به طور وسیعی انتشار یافته . البته اصل موسیقی آذربایجان بر موسیقی همان موسیقی آذربایجانی است که در ایران رواج دارد .

موسیقی آذربایجانی به گونه های ملی ، شفاهی و عاشیقی قابل بخش بندی است و در این مسان هنر عاشیقی دارای ویژگیهای ملی و شفاهی است

هنر موسقی عاشیقی از نظر مضمون : قهرمانی ، رزمی ، موضوعات تغزلی و کلاسیک و … و داشتن خصوصیات سنتی از یک طرف آفرینش حرفه ای را تشکیل می دهد ولی از نظر ساختار یک هنر فولکور است .

موسقی آذربایجانی به سه دسته زیر تقسیم می شود :

١. موسیقی ملی ( ترانه ها و آهنگهای رقص )

٢. ملی – حرفه ای ( همان عاشیقی )

٣. شفاهی حرفه ای ( دستگاههای موقامی ، موقامهای دارای فرم کوچکتر ، موقامهای ضربی )

 

یکی از مهمترین راههای حفظ و اشاعه موقامها و همچنین تمامی آثار فولکلوریک نغمه نگاری آنها است .

موقام : موقام موسیقی کهن ملی آذربایجان به علت علاقه خاص این ملت به آن و زیبایی عمیقش و همچنین پیوند آن با ادبیات و شعر عاشیقی ، تکامل زیادی یافته است . رامز زهاب اف آن را به سه دسته زیر تقسیم می کند :

١. دستگاههای موقامی ، ٢. موقامهای دارای فرم کووچکتر ، ٣. موقامهای ضربی

زمان شکل گیری موقامها به درستی معلوم نیست .

در چگونگی و کیفیت موقام نوازنده ها و خواننده ها نقش مهمی را ایفا می کنند و اجرای عالی دستگاههای موقامی به دانش عمیق ، توانایی درک ، رعایت اصول تناسب،زیبایی شناسی ( Esthetiorue )و تجربه و مهارت زیاد نیاز دارد . و برای نیل به این هدف نوازنده باید آموزشهای طولانی مدت (١۰ – ۵ ) سال فقط در زمینه نوازندگی ببیند .

موقام در منابع علمی : موقامهای آذربایجانی ، هنر شعری – موسیقایی ، که دارای تاریخی کهن می باشند و به طور وسیع در شرق گسترش یافته است و به دلیل زیبایی خاص خود ، نظر محققین را در تمامی اعصار به خود جلب کرده است .

 

تاریخ آموزش موقام ، در آذربایجان شامل دو دوره قدیم و جدید است

در دوره قدیم رساله ها و منطومه های بسیاری در این باب به چشم می خورد ک ه به زبانهای فارسی و عربی و گاه ترکی نوشته شده اند که بیشتر آنها در قرنهای هشتم و نهم شمسی به رشته تحریر در آمده اند ، که بحث آنها بیشتر برروی لاد ( واژه ای روسی به معنای مقام یا Mode است ولی برای اینکه با موقام آذربایجانی اشتباه نشود با همان نام به کار رفته است ) و ریتم است . یکی از نظریه پردازان بزرگ ایران به نام صفی الدین ارموی ، نظریه پرداز مشهور آذربایجانی، بود که بوجود آورنده سیستم جدی مقامهای شرق به شمار می رود .

علم موسیقی با رساله های کوکبی ، درویش علی بخارایی و میرزابیک آذربایجانی غنی تر می شود و همه اینها نشاندهنده این است ه موسیقی ایران و بخصوص موسیقی آذربایجانی از دیر باز مورد بررسی قرار گرفته است . اما متاسفانه این تحقیقات در اوج خود ناکام ماندند . حتی حکیم ابوخضر فارابی در آثار گرانبهایش به موضوع موقام اشاره کرده است .

لازم به یاد آوری است که موسیقی آذربایجانی حتی با حمله مغولها نیز از بین نرفت و نه تنها از بین نرفت ، بلکه در همین زمان موسیقیدانان برجسته ای از جمله صفی الدین ارموی (١٢۹۴ – ١٢٣۰ ) معرف موسیقی آذربایجانی در تمام دنیا قرار دارد .

ارموی برای نخستین بار " ١٢ موقام " را به طور سیستماتیک در آورد اگر خود وارد انواع آن را به آوازها و بخش ها – شعبه ها ، تقسیم نمود . همچنین او در آثار علمی خود ضمن شرح مسائل فیزیکی ، آکوستیکی ، قدرت تاثیر گذاری ، ملودی ، ریتم و وزن موسیقی، قوانین موقامها ، توالی اصوات آنها و فونکسیون درجات را نیز توضیح داده است.

از دیگر نظریه پردازان ایرانی – آذربایجانی ، عبد القادر مراغه ا ی ( ١۴٣۴ – ١٣۵٣ ) است که در اروپا برای نخستین بار دانشمند آلمانی گیزه وتر Gizze Wetter ( ١۸۵۰ – ١۷۷٣ ) از عبد القادر به عنوان نظریه پرداز موسیقی نام برده است . در نخستین پژوهشهای مراغه ای به موقام به طور آشکارا بر می خوریم.

ثریا آقایوا محقق آثار مراغه ای می نویسد : " … در پژوهشهای مراغه ای برای نخستین بار مفهوم مقام ( لار ) و نظریه مربوط به آن نیز توضیح داده می شود ."

در قرنهای شانزده و هفده از رسابات نجم الدین کوکبی ، درویش علی و میرزابیک آذربایجانی می توان اطلاعات جالبی در رابطه با موقامها بدست آورد.

کوکبی ١٢ موقام را به ٢۴ شعبه اصلی ، ۶ آواز و سه رنگ جدا شده از ١٢ موقام اصلی تقسیم می کند :

عشاق ، نوا ، بوسیلک ، راست ، اصفهان ، زیر افکنه ( که کوچک نیز نامیده می شود ) ، بزرگ ، زنگوله ، نهاوند ، رهاوی ، حسینی ، داق و قسمتها و انواع آن .

میرزا بیک علاوه به موارد بالا نام چند آواز دیگر از جمله بدل و حصارک و حصرک را نیز ذکر می کند .

چنانکه از مقالات میر محسن نواب ( ١۹١۸ – ١۸٣٣ ) بر می آید ، در اواخر قرن ١۹ بر تعداد آوازها در آذربایجان افزوده شده بود . و از ۶ الی ١۵ رسده بود . میر محسن نواب شعبه ها و گوشه های ۶ دستگاه را بر می شمرد .

راست ، ماهور ، شهنازی ، رهاوی ( رهاب ) ، چهار گاه و نوا

دستگاه راست : راست ، پنجگاه ، ولایتی منصوریه ، زمین خارا ، راک هندی ، آذربایجان ، عراق ، بیات ترک ، بیات قاجار ، ماورا النهر ، بال کبوتر ، حجاز ،‌شهناز ، زنگ شتر ، کرکوکی، راست.

دستگاه ماهور، ماهور، شور، عشیران، دلکش، دوگاه، زنگ شتر، حجاز، ماوراء‌النهر، شهناز، حاجیوئی، سارنج، شوشتر، مثنوی، سوز وگذاز، ماهور.

دستگاه شهناز : درآمد شهناز، عاشق دشتی، سلمک، مویه، لیلی و مجنون، ابوالچپ، شاه‌ختایی، آذربایجان، وامق، محاز.

دستگاه رهاوی : رهاب، همایون، ترکیب، غزال، بیات ترک، بیات قاجار، زمین خارا، ماوراء‌النهر، بال کبوتر، مجاز، بغدادی، شهناز، آذربایجان، مراج، عشیران، زنگ‌شتر، عثمانی، بیات کرد، بیات شیراز، حاجیونی، سارنج، شوشتر، مثنوی، ثقیل، سوز و گداز.

دستگاه چهارگاه : چهارگاه، سه‌گاه، زابل، یدّی‌حصار، مخالف، مغلوب، منصوریه، زمین‌خارا، ماورا‌ء‌النهر، مجاز، شهناز آذربایجان، عشیران، زنگ شتر، کرکوکی.

دستگاه نوا : نوا، نیشابور، درآمد‌شهناز، سیلک، حسینی، مسیحی، شهناز، حاجیونی، بیات‌کرد، آذربایجان، عشیران، زنگ شتر، کرکوکی، شاه‌ختایی، افشاری (اوشاری)، شکستة عشیران.

 

اما این تقسیم‌بندی تاحدودی ناقص است، مثلا به دستگاه مهم شور اشاره‌ای نشده ‌است. در موسیقی آذربایجانی بیشتر از سه گاه و شور استفاده می‌شود اما راست، شوشتر، چهارگاه و بیات شیراز نیز کم کاربرد ندارند و در این میان همایون از همه کمتر به کار می‌رود.

 

هفت لاد اصل موسیقی آذربایجان به نقل از کتاب دو اصول موسیقی ملی آذربایجان به قرار زیر است :

..... 

موقام در منابع ادبی معتبری از قبیل قابوسنامه و خصوصا خمسه نظامی و … بسیار نام برده شده اند که نشانگر قدمت و اهمیت تاریخی موقامها ی آذربایجانی است

 

نغمه نگاری ( Notation ) موقامها

نغمه نگاری یعنی به نت در آوردن آثار. این راه نه تنها باعث حفظ آثار می‌باشد، بلکه نیروی عظیم تحقیق و بررسی را به خود جلب می‌نماید و موجبات باززایی آثار را نیز فراهم می‌آورد.

البته در قرنهای ١۰-۸ نیز این شیوه وجود داشته است. و در زمان فارابی و مراغه‌ای نیز نغمه‌نگاری به شیوة خاصی صورت می‌گرفته است. اما در قرن ٢۰ شیوة نغمه نگاری به سبک اروپایی جایگزین شد.

در عصر حاضر نخستین بار حاجی بیگ نمونه‌های موسیقی شفاهی- حرفه‌ای آذربایجانی را به نت درآورد.

 

توالی ١٢ موقام :

 

١. عشاق : دو - ر – می- فا- سل- لا-سی- بل- دو

٢. نوا : دو – ر- می بل- فا- سل- لابل- سی‌بل- دو

٣. بوسیلک : دو – ربل- می بل- فا- سل- لا- سی‌بل- دو

۴. راست : دو – ر- می - فا- سل- لا- سی‌بل- دو

۵. عراق : دو – ر- می- فا- سل- سل‌دیز-لا- سی‌- دو

۶. اصفهان : دو – ر- می- فا- سل- لابل- سی‌بل- دو

۷. زیرافکند : دو – ر- می بل- فا- سل- لابل- سی‌بل- دو

۸. مخ رکسا : دو – ر- می - فادیز- سل - لا- سی‌- دو

۹. زنگوله : دو – ر- می- فا-فادیز- سل بل- لا- سی‌بل- دو

١۰. رهاوی : دو – ربل- می - فا- سل- لابل- سی‌بل- دو

١١. حسینی : دو – ربل- می بل- فا- سلبل- لابل- سی‌بل- دو

١٢. حجاز : دو – ربل- می بل- فا- سل بل- لابل- سی‌بل- دو

 

دستگاههای موقامی

دستگاههای موقامی نقطة اوج موسیقی فولکوریک آذربایجانی هستند. با استناد به اشعار نظامی معلوم می‌گردد که موقام به شکل دستگاه در آن زمان به کار‌برده می‌شده است می‌توان به این نتیجه رسید که دستگاههای موقامی فرم مکمل‌شده و کلاسیک موسیقی شفاهی حرفه‌ای‌اند. این ظرایف یادگارهایی تاریخی- فرهنگی به شمار می‌روند.

 

دستگاههای موقامی آذربایجان عبارتند از :

راست، شور، سه‌گاه، چهارگاه، بیات‌شیراز، شوشتر، همایون، ماهورهندی، بیات قاجار، ماهور میانی، سه‌گاه میرزاحسین، سه‌گاه زابل و سه‌گاه خارج.

راست

این موقام را می‌توان در تمامی سرزمین مسلمانان دید. در موسیقی قرون وسطی، اولین موقام و اساس سایر موقامها به حساب می‌رود و ما در موقامها. راست در موسیقی شفاهی-حرفه‌ای ملل خاور نزدیک یکی از ١٢ موقام اصلی است. از دیرباز تاکنون ماهیت اولیة خود را حفظ کرده‌است. این مایه (Mode) از سل SOL شروع می‌شود.

ترکیب موقام راست در سه مکتب موقام (باکو، شوش، شماخی) :

 

شماخی (شیروان)

 

شوشا (قاراباغ)

 

باکو (آبشورن)

 

١۹. معنوی

٢۰. کابلی

٢١. راست

١۰. شکسته فارسی

١١. راک هندی

١٢. راک خسروانی

١٣. ساقی‌نامه

١۴. عراق

١۵. تصنیف قرایی

١۶. مثنوی

١۷. زنگ شتر

١۸. نغمة‌هندی

١. راست

٢. عشاق

٣. مجری

۴. حسینی

۵. ولایتی

۶. سیاه لشکر

۷. مسیحی

۸. دهری

۹. خجسته

 

١۰. بیات قاجار

١١. ماوراء النهر

١٢. بال کبوتر

١٣. حجاز

١۴. شهناز

١۵. عشیران

١۶. زنگ شتر

١۷. کرکوکی

١۸. راست

١. راست

٢. پنجگاه

٣. ولایتی

۴. منصوریه

۵. زمین خارا

۶. راک هندی

۷. آذربایجان

۸. عراق

۹. بیات ترک

 

١۰. پنجگاه

١١. راک

١٢. فاوران

١٣. امیری

١۴. مسیحی

١۵. راست

١. مایه راست

٢. نورز رونده

٣. راست

۴. عشاق

۵. حسینی

۶. ولایتی

۷. خجسته

۸. ماوران

۹. عراق

 

 

موقامهای هم‌خانواده راست :

١. دستگاه ماهور هندی

٢. دستگاه ماهور میانی

٣. دستگاه بیات قاجار

۴. دستگاه دوگاه

 

١. دستگاه ماهور هندی، ماهور در فارسی معنای پرتگاه و درّه می‌دهد. ماهور از دستگاههای قدیمی ایران با قدمت شاید ٣۰۰۰ سال است. و در تاریخ آمده است که با قبیلة ماهوریای هند مربوط است.

شعبه ها و گوشه های این دستگاه در طول تاریخ فرقهای زیادی نموده است و امروزه ۸ شعبه و گوشه است : برداشت، مایة ماهور، مشتاق، حسینی، ولایتی، شکستة‌فارسی، عراق و قرایی.

ماهور جدای از موسیقی آذربایجانی در موسیقی کلاسیک ایران نیز تشکل وسیعی دارد و یکی از هفت دستگاه اصلی موسیقی ایران است که درجات و پایه (تونیک ) دستگاه منطبق با گام دو ماژور Domajor در موسیقی کلاسیک اروپا است ، ماهور در ترکیب واریانت آوازی ٢۰ گوشه دارد و در واریانت سازی شامل ۵۸ گوشه است .

٢. ماهور میانی : دلیل اینکه به آن ماهور میانی می گویند این است که این دستگاه در منطقه میانی گستره صوتیتار و خواننده اجرا می شود .

تونیک ( درجه میانی که گام از آن شروع می شود ) ماهور میانی Fa است . یعنی از ماهور هندی که تونیک اش Do است چهار درجه بالاتر

شعبه ها : برداشت ، مایه ماهور ، عشاق ، حسینی ، ولایتی ، شکسته فارس ، مبرقعه و عشیران

فونکسیون گذر در این دستگاه " شکسته فارس " است که این شعبه ( شکسته فارس ) نوعی رابط است

٣. بیات قاجار : از دیگر دستگاههای همخانواده موقام راست ، بیات قاجار قاجار است ، لاد این موقام با راست یکی است با این تفاوت که بیات قاجار در مایه سی بمل Sib می باشد

حس این دستگاه حسی غمگین است . این دستگاه شامل ۸ گوشه است : بیات قاجار ، بیات ترک ، قطار ، بیاتی ، چوپان بیاتی یا بیات چوپان ( که چوپانان هنگام بردن گوسفندان به چرا می خوانند )، حجاز ، گبری و شکسته فارس .

۴. دوگاه : این دستگاه همخانواده راست است و با مایه سی بمل Sib آغاز می شود .گوشه های دوگاه : دوگاه ، روح الارواح ، زمین خارا ، ناله زنبوری ، پهلوی ، معنوی ، ماورا النهر ، حجاز ، بغدادی ، گبری ، شاه خقایی ، شیرین ، شکر و دوگاه .

 

شور

در هیچ یک از موسیقی های شفاهی – حرفه ای آسیای میانه ، عرب و ترک ، به این موقام بر نمی خوریم و این دستگاه حجیم ترین و پیچیده ترین دستگاه در موسیقی ایرانی و آذربایجانی است. این دستگاه حجیم ترین و پیچیده ترین دستگاه در موسیقی ایرانی و آذربایجانی است .

گوشه های این دستگاه عبارتند از : مایه ، در آمد ،‌شور ، مویه ، بوسیلک ، سلمک ، زیر کش ، مگریز ، سیاروح ، جدایی ، شهر آشوب ، نشیب و فراز ، خجسته ، شکسته فارسی ، سمایی ، حجاز ، بغدادی ، حجاز ، عربی ، راز مجنونی ، گبری ، گوهری ، سارنگ ابو عطا ، غم انگیز ، مهدی ضرابی ، شک شهناز ، کردشهناز ، شور شهناز ، شهناز خارا ، دلکش ، جوهری و شور .

 

سه گاه

سه گاه یکی از موقامهای بسیار رایج موسیقی آذربایجانی چه در ایران و چه در آذربایجان است و روح الله خالقی – موسیقی دان برجسته ایران – نیز در کتاب نظری به موسیقی خود این امر را گوشزد کرده است . سه گاه در موسیقی آذربایجانی – به دلیل علاقه زیاد به خوانندگان و نوازندکان - در کوکهای متنوعی اجرا می شود . پرفسور م . ص . اسماعیل اف سه گاه را به ۵ ثنالیته تقسیم می کند .

١. مایه سی Si در اکتاو کوچک ( سه گاه خارج )

٢. مایه می Mi در اکتاو اول ( سه گاه میانی ) و مایه می در اکتاو کوچک ( سه گاه زابل )

٣. مایه لا La در اکتاو اول ( سه گاه میرزا حسین )

۴. مایه ر Re در اکتاو اول (‌سه گاهخ یالخین )

۵. مایه سل Sol در اکتاو اول ( سه گاه هاشم ) .

 

سه گاه زابل

قفدیمی ترین و رایج ترین نوع سخ گاه " سه گاه زابل " است که سه گاه میانی نیز نامیده می شود . و تونیک آن می Mi است .

گوشه ها : مایه زابل ، زابل ، مانند مخالف ، مخالف ، سه گاه ، جوهری ، سه گاه زابل ، مویه ، حصارمخالف ، منصوریه ، روح الارواح ، زمین خارا ، ناله زنبوری ، پهلوی ، حجاز ، شاه خقایی ، نهاوند ، سارنج ، زابل ، سه گاه میرزا حسین

 

چهار گاه

چهار گاه جدای از موسیقی آذربایجانی ، شاخص موسیقی ایران است . ساختمان این دستگاه بسیار کامل است و جالب توجه این که چهار گاه دارای دو محسوس است یعنی گام در حالت بالا رونده از محسوس به هنگام سه ربع پرده است و هنگام برگشت از رو تینک به تونیک ، یعنی هم یک گام بالا رونده است و هم یک گام پایین رونده ! تونیک چهارگاه نت دو Do است

گوشه ها: چهارگاه ، بسته نگار ، فیروز ، مانند مخالف ، موالف ، جوهری ، مخالف ( یا کریم آبادی ) ، حصار ، مگریز ، زیر کش ، روبند ، غره ، مخالف ، مغلوب ، منصوریه ، عزال ، چهار گاه

 

شوشتر

این موقام که از موقامهای اصلی آذربایجانی است در شنونده احساس غم و اندوه ایجاد می کند . بسیاری از ترانه ها ؤ رقص ها ، رنگ ها و تصنیف های آذربایجانی مربوط به این موقام است.

گوشه های شوشتر ، در اواخر قرن ١۹ : امیری ، شوشتر ، شوشترک، شوشتر ، سارنج ، مثنوی ، معنوی ، افشاری ، حیدری ، عثمان ، گرایی ، قاراکرد ، مانی و کشیش اوغلو

 

بیات شیراز

حاجی بیگ اف موسیقیدان آذربایجانی درباره این موقام می نویسد : " از نظر تاثیر هنری و روانی … بیات شیراز در شنونده احساس غم بوجود می آورد " . اما امروزه به عقیده ک . احمد اف ، موسیقیدانان و نوازندگان برجسته تار " بیات شیراز " را به عنوان یک موقام غم انگیز نمی گویند . اجرای امروز این موقام ، ساختار متنوع و رنگا رنگ ملودی، مخصوصا حالتهای رنگارنگ " برداشت " و " مایه بیات شیراز " و اجرای با شکوه آنها ، دوری آن را از غم و غصه نشان می دهد

گوشه ها : در آمد ، بیات اصفهان ، بیات شیراز ، ابوالجب ، جعفریه ، بورشتی ، آذربایجان ، بیات کرد ، حاجیونی ، گیلی ( به معنای گلایه )، دشتی ، مهدی ضرابی ، قطار ، بیاتی ، عاشق کش ، نیریز – داوودی و عزال

 

همایون

همایون هفتمین دستگاه موقامی اصلی در موسیقی آذربایجانی است . همایون یکی از ٢۴ شعبه موسیقی ملل قدیم خاور نزدیک است.

گوشه ها : نوا – نیشابور ، همایون ، بیاتی-فیلی ، سوز و گداز ، ترکیب ، بیداد ، بختیاری ، عزال ، نوروزی ، گونش (یعنی خورشید ) ، راوندی ، مثنوی ، پهلوی ، مولوی ، مؤالف ، عزال و همایون

 

موقامهای کم حجم

موقامهایی هستند که نسبت به موقامهای دیگر حجم آنها ( از نظر تعداد گوشه ها ) کمتر باشد ، معمولا در این موقامها سه تا پنج گوشه یا شعبه اجرا می شود ، این موقامها نخست به صورت مستقل نبوده اند ، بلکه قبلا شعبه ای از یک دستگاه موقامی دیگر بوده اند

 

این موقامها عبارتند از : ١. قطار ، ٢. رهاب ، ٣. شهناز ، ۴. بیات کرد، ۵. دشتی

قطار : این موقام به دستگاه ماهور هندی نزدیک است چون که قطار قبلا از شعبه های ماهور هندی بوده است

شعبه های قطار : ١. قطار ، ٢. مایه قطار ، ٣. قطار

 

رهاب : از " رهاوی " یکی از ١٢ موقام کلاسیک ملل خاور نزدیک نشأت گرفته است ، رهاب از خانواده شور است

شعبه های رهاب : ١. برداشت ، ٢. شکسته فارسی ، ٣. عراق ، ۴. قرایی ، ۵. مسیحی ، ۶. آیاق رهاب

 

شهناز : شهناز موقامی کم حجم ولی با طیف وسیع است و در خیلی از دستگاهها هم به صورت شعبه در آمده است

شعبه های شهناز : ١. شهناز ، ٢. دلکش ،٣. زیر شهناز یا شهناز ریز 

 

بیات کرد : از موقامهای کم حجم خانواده شور با مایه Re

شعبه های بیات کرد : ١ – بیات کرد ، ٢ – بیات عجم ، ٣ – " آیاق " بیات کرد ( فرود )

 

دشتی : دشتی نیز از زیر مجموعه های شور است . این موقام در موسیقی آذربایجانی خیلی مورد توجه قرار نگرفته است

گوشه ها : دوبیتی ، گیلی ، گبری ، بیات کرد ، نهیب ، قرایی ، مثنوی نور و شاه ختایی

 

موقامهای ضربی

موقامهای ضربی از گونه بسیار رایج در موسیقی شفاهی – حرفه ای آذر بایجان هستند . موقامهای ضربی دارای ویژگیهای خاص خویش هستند .

دستگاههای این موقامها مشخصأ آثاری آوازی – سازی چند قسمتی که بی شباهت به سوئیت نیست می باشند . ریتم و متد این موقامها با شعر آذربایجانی رابطه ای تنگاتنگ دارد .

١. حیراتی یک موقام ضربی از خانواده راست می باشد و بر اساس مایه Do لاد – مقام راست استوار است

موقام ضربی حیراتی دارای بداهه پردازی مشتمل بر برگشتهای ملودی دستگاه موقامی ماهور هندی است و متد آن ۴/٢ است

٢. آراز بارمی : این موقام ضربی از خانواده شور است و براساس یکی از ۷ لاد شور استوار است

متد آن ۴/٣ و تمپوی آن سنگین است . حالت شاعرانه ای دارد و گاهی نیز با گروه کر خوانده می شود

٣. منصوریه : موقامی ضربی بر اساس کوک Do مقام – لاد چهار گاه است

منصوریه مقامی با خصوصیات حماسی و قهرمانی است.

۴. سمایی شمس : این موقام بر اساس کوک شور استوار است ،‌ این موقام با اینکه موقام مشکلی به حساب می آید ، شعبه اوج شور نیز به شمار می رود

به طور کلی اجرای سمایی شمس در شنونده ، خوشی و شوق می آفریند

از خصوصیات این موقام این است که بر خلاف موقامهای دیگر با یک تصنیف ملایم خاتمه می یابد .

۵. مانی : این موقام نیز مبتنی بر کوک و لاد شور است ، موسیقیدانان ملی – حرفه ای این موقام را " عثمانی " نیز می نامند . متد آن ۴/٢ و حالت ریتم مارش وار آن تا آخر موقام ادامه دارد.

۶. اوشاری ( افشاری ) : بر اساس لاد – مقام شوشتر استوار است و متد آن ۴/٢ آست . این موقام در موسیقی عاشیقی نیز به صورت یک آهنگ سنتی ، مشهور است. ملودی این موقام منعکس کننده شکوه و عظمت است

۷. حیدری : این موقام نیز بر مقام – لاد شوشتر استوار است . همچنین متد آن ۴/٢ است . حجم حیدری نسبت به دیگر موقامهای ضربی کمتر است

در این مموقام موسیقی سازی فعال تر است چونکه پایان آن بوسیله ساز انجام می شود نه با ساز – آواز

۸. " قارا باغ شکسته سی " و " کسمه شکسته " : در موسیقی آذربایجانی این دو نوع شکسته جایگاه بالایی دارند . این دو شعبه در قرن ١۹ به صورت موقام ضربی تغییر شکل یافتند .

گونه شکسته نخستین بار در موسیقی عاشیقی شکل یافت . قارا باغ شکسته سی اصولا توسط مردان وکسمه شکسته توسط زنان اجرا می شود



شنبه 11 شهريور 1391برچسب:, :: 2:16 ::  نويسنده : محسن محمودی تراکمه

 
قره‌باغ در سال 1747میلادی پس از مرگ نادرشاه افشار با تلاش پناه علی‌خان جوانشیر به صورت خان نشین درآمده و شهر شوشا به عنوان مرکز آن تعیین گردید. دوران حکومت پناه علی‌خان بر قره‌باغ دورانی پرفراز و نشیب و همزمان با جنگ قدرت در ایران بود ولی پناه علی‌خان با اقداماتی چون ساخت قلعه و ضرب سکه و جمع آوری سپاه در تحکیم استقلال قره‌باغ می‌کوشید. پناه‌علیخان در پایان عمر توسط کریم خان زند به عنوان گروگان به شیراز برده شد و در آنجا درگذشت. در سال 1759م ابراهیم‌خلیل‌خان فرزند پناه علیخان حکومت قره‌باغ را در دست گرفت. دوره حکومت وی تا سال 1806م که به دست روسها کشته شد، ادامه یافت. در زمان حکمرانی وی، قره‌باغ به قلمروی وسیع و حاکمیتی قوی دست یافت. شرایط در قره‌باغ برای شکوفایی ادبیات و هنر فراهم گردید. وجود شخصیتی بزرگ چون ملاپناه واقف (1797-1717م) شاعر مشهور قره‌باغ و شاگرد شفیع افندی در مقام وزارت ابراهیم‌خلیل‌خان زمینه را برای تحولی مهم آماده کرد. واقف در رشد ادبیات و همچنین رونق معماری شوشا نقش فراوان دارد. پس از واقف شاعران بزرگی در قره‌باغ مانند میرمحسن نواب (1919-1832م)، صفی قلیخان واله قره‌باغی (1835-1776م) و خورشید بانو ناتوان (1906-1839م) و ... بر شکوفایی ادبیات آذربایجان افزودند. در سده 19 قره‌باغ به کانون و شعر و ادب قره‌باغ تبدیل شد. از حدود 10 انجمن ادبی آذربایجان سه انجمن در شوشا بود.

شعر عاشیقی (عاشیق شعری) در این سده ترقی کرد. شعر عاشیقی رئالیست، با زبان ساده و وزن هجایی بوده و از ادبیات شفاهی الهام می‌گیرد. این شعر زندگی خصوصیات مردم را بیان می‌‌کند. شعر عاشیقی در قره‌باغ بسیار پیشرفت کرد و باعث شکوفایی موسیقی آذربایجان شد. این موسیقی در دوشاخه اصلی قابل شناخت است:1- موسیقی عاشیقی 2- موسیقی مقامی.

موسیقی مقامی آذربایجان از یک طرف ریشه در موسیقی عاشیقی دارد و از طرفی پیوندی با ردیف موسیقی سنتی دارد. موسیقی مقامی آذربایجان در هفت دستگاه سازمان یافته که شامل شور، چهارگاه، سه گاه، زابل، ماهور، راست پنجگاه، بیات شیرزا (شامل بیات شیراز و بیات اصفهان) و نوا است. برخی مقامهای مستقل از جمله قطار نیز در موسیقی آذربایجان موجود است.

در اوایل سده 19 عاشیقها پرچمداران بزرگ موسیقی آذربایجان بودند. زنان و مردانی هنرمند در کسوت عاشیق، موسیقی مردمی آذربایجان را در روستاها و شهرها می‌نواختند. بهترین عاشیقهای آذربایجانی از قره‌باغ بودند و از همه جای آذربایجان عاشیقهایی چون عاشیق علی از کلیبر، آقاحسین عارف از تبریز و آقاعبدالرحیم علیل از زنگه زور برای هنرنمایی به این خطه می‌آمدند. نخستین عاشیق مهم قره‌باغ عاشیق پری (1853-1811م) بود. او در جبرائیل متولد شد و در جوانی به شوشا آمد. او با شاعران معروف زمان مانند عاشیق محمدبیگ جوانشیر، میرزاجان مددتوف، عاشیق میرزا حسن، عاشیق میرزا، میرزا اسد بیگ، عاشیق جعفرقلیخان جوانشیر (نوا) مشاعره کرد و بر آنان غلبه یافت. از عاشیق پری 40 تا 50 شعر باقی است. پس از او عاشیقهای بزرگی چوم کربلایی صفی محمداوغلو(واله) (تولد 1832 آغدام)، عاشیق حسین جعفر اوغلو بوزآلقانلی (1941-1860)، عاشیق میرزا (متولد 1888)، عاشیق شمشیر قربان اوغلو قوجایف ( متولد 1893) در قره‌باغ ظهور کردند.

یکی از آهنگهای معروف آذربایجانی، قره‏باغ شکسته سی است. این آهنگ یکی از مقامات ضربی آذربایجان در دستگاه سه گاه و 4-2 است. پس از خواندن هر بند ملودیها نواخته می‏شود. این آهنگ محبوب توسط عاشیقها نواخته می‏شد و معمولاً مهارت عاشیقها در اجرای این آهنگ، مورد سنجش قرار می‏گرفت.

در این زمان شرایط برای شکوفایی موسیقی آذربایجان به تأثیر از موسیقی مدرن فراهم شد. در این زمینه یک نوازنده قره‏باغی به نام صادق اسداوغلو معروف به صادق جان (1902-1846م) نقش بزرگی دارد. او شاگرد میرزا علی عسکر قره‏باغی بود. از 1875 تا 1878 سیستم تار آذربایجان را دگرگون کرد. او قواعد تازه‏ای تنظیم نمود. تعداد سیمهای تار را از 5 به 11 رساند. تار پیش از او بر زانو نواخته می‏شد ولی اسداوغلو آن را بر سینه نهاد. تارهایی که به سبک او ساخته شدند، در ایران، قفقاز، داغستان و آسیای مرکزی گسترش یافت. او پرده زابل را در تار معین کرده و شعبه‏های جدید سه گاه و ماهور را بر آن افزود. او در شهرهای استانبول، تهران و عشق‏آباد هنرنمایی کرد. در 1897 در نمایشنامه یک پرده‏ای عبدالرحیم حقوردیف به نام «مجنون بر سر مزار لیلی» موسیقی اجرا کرد. او با هنرمندانی بزرگ چون حاجی حوسو نفتعلی اوغلو (1897-1830)، مشهدی عیسی (مرگ 1905)، کشتازلی هاشم، عبدالباقی کربلایی علی اوغلو زلالوف (بلبل جان) (1927-1841م) و مشهدی اسماعیل قاریاغدی اوغلو (1944-1861) هنرنمایی کرد.

در این زمان یکی از بزرگترین مدرسه‏های موسیقی آذربایجان در قره‏باغ با نام مکتب خراط قلی فعالیت داشت. این مکتب نام‏آوران بزرگی به موسیقی آذربایجان بخشیده است. مشهدمحمدفرضعلیف (1962-1872)، حاجی حوسو نفتعلی اوغلو، مشهد جمیل امیراصلان اوغلو امیروف (1921-1875)، محمدمشهدی خلیل اوغلو (کئچه‏چی محمد) (1940- 1866)، حسین اوغلو کربلایی لطیف (1944-1876)، مشهد عیسی، جبارقاریاغدی اوغلو یا شاگرد این مکتب بودند یا از آن تأثیر پذیرفتند.

پس از مرگ خراط قلی، حاجی حوسو و میرمحسن نواب راه او را ادامه دادند. حاجی حوسو به همراه نواب «مجلس موسیقی شناسان» و « مجلس خوانندگان» را در شوشا بنا نهاد. در این دو مجلس نیز خوانندگانی چون مشهدعیسی (عضو فعال مجلس خوانندگان)، حمید امامقلی اوغلو قربانوف مالی بیگلی (1922-1869) (شاگرد حاجی حوسو)، اسلام عبدل اوغلو عبدالله اوف (1964-1876) (شاگرد میرمحسن نواب) فعالیت داشتند. در میان اینان جبارقاریاغدی اوغلو اهمیت ویژ‏ه‏ای دارد. او چندی با صادق جان هنرنمایی کرد و در شهرهای مختلف به اجرای برنامه پرداخت. در 1887 نقش مجنون را در نمایش «مجنون بر سر مزار لیلی» ایفاء نمود. از 1900 تا 1905 به همراه رضایف (نوازنده تار) و مشهدی (نوازنه کمانچه) در باکو کنسرتهای فراوانی ترتیب داد. او یکی از مؤسسان کنسرواتور دولتی آذربایجان بود. او را پیغمبر موسیقی قرن می‏نامند.

در پایان سده 19 زمینه برای رشد ادبیات مدرن و به ویژه نمایشنامه نویسی و اپرا آماده شد. عده‏ای از هنرمندان قره‏باغی همچون ذوالفقار صمداوغلو آدی‏گوزلوف (1963-1898)، ابوطالب کربلایی مختار اوغلو یوسفوف (1937-1884)، مجید بهبودعلی اوغلو بهبودوف (1945-1870) در هر دو نوع موسیقی مدرن و سنتی سرآمد بودند. میرحسین آقا سیدابراهیم اوغلو شوشینسکی (1965-1898) نیز خواننده دسته عاشیق علعسکر بود.

بی تردید در این میان اوزئییر عبدالحسین اوغلو حاجی بیگوف (1945-1885) مقامی رفیع دارد. او نخستین آهنگساز آذربایجانی و پدر موسیقی مدرن آذری محسوب می‏شود. یکی از آثار ماندگار او، اپرای مشهور لیل و مجنون است که براساس آثار فضولی ساخته شده است. برادر او ذوالفقار (1950-1884) نیز از آهنگسازان بزرگ آذربایجان است. مسلم ماغایف آهنگساز دیگر قره‏باغی اپرای نرگس را ساخته است. از این زمان اپرا نیز توسط قره‏باغیان در موسیقی آذربایجان وارد شد. اسفندریار اصلان اوغلو جوانشیروف (خان شوشینسکی) (1965-1898) خواننده کلاسیک آذربایجانی از سرآمدان این رشته است. از آهنگ قره‏باغ شکسته‏سی نیز در اپراهای اصلی و کرم، شاه اسماعیل، عاشیق غریب و شاه صنم استفاده شد.

بدین ترتیب در آغاز سده 20 موسیقی آذربایجانی که در قره‏باغ بالیده و رشد کرده بود، آثار ماندگار و نمایندگانی سرآمد پدید آورد. پس از برقراری حکومت شوروی در آذربایجان، موسیقی مورد توجه حاکمان جدید قرار گرفت. مدارس مختلفی تأسیس گردید. در این زمان نیز هنرمندان قره‏باغی پرچمدار موسیقی آذربایجان بودند. اشرف جلال اوغلو عباسوف (متولد 1920)، ثریا صدرالدین قیزی قاجار (متولد 1915)، سلیمان ایوب اوغلو علی عسکروف (متولد 1924)، ابوالفتح اسداوغلو علیف ( متولد 1926)، فکرت مشهدی جمیل اوغلو امیروف (متولد 1922)، ذاکر جواداوغلو باقروف (متولد 1916)، خانلار محمداوغلو حقوردیف (1980-1906)، سلطان اسماعیل اوغلو حاجی بیگوف (1974-1919)، عاشیق بستی (بستی کربلایی بایرامعلی قیزی) (متولد 1936)، افراسیاب بدل بیگ اوغلو بدل بیگوف (1976-1907) و مرتضی مشهدی رضااوغلو محمدوف (بلبل) (1961-1897) از این دسته‏اند. فکرت امیروف و بلبل محمدوف جایگاه رفیع‏تری دارند. فکرت موسیقی را به تأثیر از پدر آموخت و موفق شد آثاری ماندگار بیافریند. بلبل نیز موسیقی را از سنین کودکی آغاز کرد. مردم به او لقب بلبل دادند. نخستین بار در اپرای سیف الملک ساخته مشهدجمیل امیروف (پدر فکرت امیروف)در 12916 در گنجه برصحنه رفت. او در اپراهای بزرگی چون لیلی و مجنون، اصلی و کرم و عاشیق غریب، نقشهای ابن سلام، کرم و غریب را ایفاء نمود. او در 1927 تحصیل در کنسرواتور باکو را به پایان برده و به میلان ایتالیا رفت. تا 1931 نزد گرانی استاد بزرگ موسیقی تحصیل کرد و برای تدریس به کنسرواتور آذربایجان بازگشت. دوره حاکمیت شوروی، دوره شکوفایی موسیقی آذربایجان است. علی آقا واحد در شعری چننی می‏گوید:

یاشاسین قیرمیزی شهرتلی سووت قانونی

بو سخاوت نئچه مین حاتم دورانه دگر

قیلدی هر یئرده بنا موسیقی مکتبلرینی

نغمه نین فایده سی ایندی هر انسانه دگر

خلقیمیز موسیقی علمین اوخویور مینلرجه

اؤلکه میز چون بو شرف مهر درخشانه دگر

موسیقیله منی دفن ائله سه لر واحد اگر

قبریمین تورپاغی مین روضه رضوانه دگر

با آغاز اصلاحات میخائیل گورباچف در 1985 ، آذربایجان نیز مانند دیگر جمهوری‏های اتحاد شوروی دستخوش تلاطمات سیاسی و اجتماعی گردید. به زودی درگیری در قره‏باغ میان آذربایجانیها و ارمنیان آغاز شد. ارمنیان قره‏باغ به کمک روسیه و ارمنستان تهاجم را آغاز کردند. با دخالت مستقیم ارمستان تا سال 1994 تمامی قره‏باغ به اشغال ارمنیان درآمد و اهالی آذربایجانی این سرزمین آواره شدند. هنرمندان قره‏باغی نیز ناچار ترک وطن کردند. بسیاری از آنان در تنگدستی بسرمی‏برند. بسیاری از آنان برای گذران زندگی راهی کشورهای دیگر شده‏اند. به طور مثال جبرائیل گویوشوف (دانشیار تار کنسرواتور باکو)، طاهر حسینوف (نوازنده خبره ناغارا) و فضولی حسنوف (نوازنه چیره دست تار) که در تهران به نوازندگی مشغول بودند، در زمستان 1382 دستگیر و پس از یک ماه حبس در زندان قصر در رور دوشنبه 4 اسفند 82 محاکمه و هریک به پرداخت 500 هزار تومان محکوم گردیدند.

بدین ترتیب سالیانی است که دیگر صدای تار آذربایجانی در کوهها و بیشه‏های قره‏باغ به گوش نمی‏رسد. ولی هنوز هم عاشیقها در تمام آذربایجان از مراغه و اهر و کلیبر و اردیبل تا زاکاتال و گنجه و باکو قره‏باغ شکسته‏سی را می‏خوانند و به یاد طبیعت سحرانگیز قره‏باغ آوازها سر می‏دهند.



شنبه 11 شهريور 1391برچسب:, :: 2:15 ::  نويسنده : محسن محمودی تراکمه

 

 

 

میللی وارلیغیمیزین قوروقچولاری آدلانان ، توی- دویونلریمیزین بزه‏یی و گؤرکمی اولان عاشیقلارین صنعت کوکوبیر ایل یوخ ، ایکی ایل یوخ، اوچ ایل یوخ، بلکه ان آزی بئش- آلتی مین ایله گئدیب چاتیر.بونلار تاریخ بویو خالقیمیزلا چیین به چیین خوش گونلرده شن لیک قورونتولاریندا و کدر گؤنلرینده ایسه یاس تؤره‎نلرینده اشتراک ائدیب اؤزلرین خالقیمیزدان قیراغا چکمه‎میش و اولدوقجا محبوبیت قازانمیشلار.الده اولان یازیلی قایناقلار اساس، بو گون دده‎قورقود بلکه عاشیق یا اوزانلارین اولو باباسی آدلانیر.دده قورقوددان سونرا ائله تاریخ بویو آدلی –سانلی و ایتگین سازلی – سؤزلو شاعیرلریمیز اولوب کی اونلارین داها تانینمیشلاری,عاشیق قوربانی، عاشیق غریب ، توفارقانلی ،عاشیق عابباس، دده شمشیر ، عاشیق علی عسگر ،آزافلی میکائیل ،جاوان حسین و ... گؤسترمک اولارکی ،هره سی بیر جور شیفاهی ادبیاتمیزین اساس قولو اولان عاشیق ادبیاتی‎نین چیچک‎له‎نمه‎سینده و ایره لی گئتمه سینده اؤنملی روللاری اولموشدور. بو آرا گومان کی قارداغین پایی هامیدان چوخ اولموشدور.

 

چاغداش عاشیق پوئزیامیزدا حاقلی اولاراق خالق آرتئستی لقبی ایله آدلانان و عاشیق شعریمیزده بیرچوخ میللی یؤنلره اونم و دقت یئتیرن عاشیق حسین جاوان حله بو گؤنه کیمی افتخار لا 14مین ایل لیک تاریخی بیزه آیدین اولان ایران آذربایجانیندا قاراداغ بؤلگه سینین «اوتو» کندینده 1919(1295 شمسی)نجی ایلده زهرا آدلی مهربان آنانین قوجاغینا بویا-باشا چاتیر .گنج حسین ائرکن چاغلاریندا حایات یوللاریندا آتاسین ایتیریر! عاشیغین دوغولدوغو همین اوتو کندی قاراداغین ان اسکی کندلریندن دی . اوتو سوزونه حله گیلگمیش ناغیلیندا کی مدنیتین ایلکین ناغیل لاریندان دیر راستلاشیریق . اوندان علاوه خالق ایچره ده بیر سیرا شعرلرین گوروروگ کی دیلده –دیشده گزیر . اورنگ اولاراق بو بیر بایاتی یه باخین 

 

عزیزیم اوچ قارداشیم اوچ باجیم اوچ قارداشیم

اوتو دن گوزون چکمز قراوول اوچ قارداشیم

 

او ،آتاسین گؤرمه دیی ایچون آناسینا داها آرتیق محبت بسله میش و دئدییمیز کیمی اونون شیرین دیلی و سینه سینده اولان قالاق –قالاق شیرین شعرلری ،حکمتلی سؤزلری .اؤیودلری و نه بیلیم نه لری ایله تانیش اولور وچوخ چکمه‎دن یعنی 16 یاشار عاشیق‎لیق صنعتینه رغبت گوستریر. میکائیل اوغلو و بنیت نووه سی عاشیق حسین جاوان آنادان اولوب اولان گوندن چتین لیک له ال بایاخا اولور. حله حسین آنادان اولارکن دئدیمیز کیمی آتاسی دا وفات ائدیر. آنجاق عائیله چتین‎لیی بو دونه آناسی نین چینینه دوشور.جنوبی آذربایجاندا باش وئرن تیف خسته‎لیگی زهرا خانیمین ایکی قیزینی الیندن آلیر.بالاجا حسینی ایتیره جه ییندن قورخان آناگویا همین ایل آغدامین شرف خانلی کندینده یاشایان خالاسی اری موسی یا پناه گتیریر.او ایکی ایل اورادا قالیر .لاکین احتیاج منگنه‎سی گئدیکجه داریسقال لاشیب اونو داها آرتیق سیخیر.قوهوملارینین گوستریش‎لری ایله زهرا خانیم 1918 ینجی ایلده ده‎لی ممدلی کندینه کوچمه‎یه مجبور قالیر. کندین آغ ساققالی مشدی آدی گؤزل عائله یه حیه‎طینده ،سیغیناجاق وئریر.مشهدی آدی گؤزل بالاجا حسینین بویویوب عرصه‎یه چاتماسی ایچون الیندن گله‎نی اسیرگه‎مه‎ییر. او گنج ایکن کندین چوبانی اولور.حسین بو زامان کندین خیر و یاداها دوغروسو توی- دویونونه گلن قوناقلاری و عاشیق‎لاری ماراقلا دینله ییو وگئتدیکجه اوندا عاشیق لیغا هوسی قات-قات آرتیر.عاشیق‎لیغا اولان هوسینی گؤرن مشهدی آدی گؤزل واخت دان فایدالانیب کندین توی- دویونونه گلن عاشیق لاردان خواهیش  ائدیر کی، اونون نووه سی «مشهدی حسینه نوه،حسین ایسه گویا مشهدی یه بابا دئییرمیش»ایچون گویچه گولو هواسی چالسین لار، حسین ده ممد لی یه تئز تئز گلن عاشیق پاشا ، قاراچی اوغلو ابراهیم ، شاعیر محمد و باشقالارینی یانسیلانمایا باشلاییر.او ،قویون –قوزونو کویشندن گتیردکدن سونرا یار- یولداشینی باشینا ییغیب و دگه نگینی سازکیمی باغرینا باسیب اوخویور.گنج حسین دئمک علی عسگر اوجاغینا داها بورجلو اولموشدور. نییه کی اونون ایلکین و بیرسیرا سونرا کی اوستادلاری ائله علی عسگر عائیله سینه منسوب اولموشلار. خالقیندان و ائلیندن اوزونو قیراقدا بیلمه ین عاشیق دونه ،دونه خالقین آلقیش لامیشدیر.

 

ائلیم دن اویامدان من الهام آلدیم

یوردومون قدرتین داستانا سالدیم

صنعتیم له شهرت تاپیپ اوجالدیم

خالقیم دا کی اعتبارا اوجالدیم

 

گویا عاشیق حسین گونش ایلی 1319 ینجی ایلدن اساس اعتباری ایله یارادیجیلیغا باشلامیش و ایلک شعرلرین «فرمان» و سونرالار ، «جاوان » امضاء سی ایله یازمیشدیر.

 

جاوان حسین واختی ایله میلادی 1945 ینجی ایل لر عرفه سینده تبریزده میللی حوکومتین تشبثی ایله یارادیلان شاعیرلر مجلیسی‎نین فعال و گؤرکملی اشتراکچی لاریندان ایدی.او بو مجلس ده اؤزوندن قاباقجیل و اوستاد شاعیرلرین شعرو یارادیجیلق لاریندان قیدالانمیش و بیلدیک لرین گنج لرین و نئجه دئییرلر تای- توش‎لرینین اختیاریندا قویور.آپاردیغیمیز تحقیق لر اساسیندا او میللی حوکومتین یگانه و آدلی- سانلی خالق عاشیغی ایدی کی شعرلری ماراقلا دوورونون مطبوعاتیندا شکیل‎لری ایله برابر قئید اولونوب و اوخوجو کوتله سینین رغبتین کسب ائدیردی.عاشیق حله دیر ی و گنج ایکن بویوک سینما و تیاتر آرتیستی رحمتلی صمد صباحی و بویوک شاعیره‎میز مدینه خانیم گولگون ده باشقالاری کیمی دقت لرین جلب ائدیب . او داهی‎لر- عاشیغین یارادیجیلغی و پؤئزیاسینا دایر بلکه ده ایلکین و مفصل مقاله‏لرین مولف‎لری اولموشلار.دئدیک لره گؤره خالق  آرتئستی عاشیق پؤئزیا سیندا ایلک دفعه اولاراق «جیغالی- گرایلی» شعر نووعونون یارادیجیسی اولموشدور.بو گؤنلر عاشیق اوچون نفس چکمه لی گؤنلر ایدی. 1945 ینجی ایلده تبریزده دولت فیلارمونیاسینین آچیلماسی ایران اجتماعی ،تاریخینده مثل سیز نائلیت ایدی.عاشیق ایلک دفعه اولاراق بو فیلارونیستده 16 نفر عاشیق دان عیبارت کور آنسامبلی یاراتدی. او ، بو آنسامبولو ایله یاناشی فیلارمونیادا 10 نفر دن عیبارت سازچی قیزلار آنسامبلسین نودا تشکیل ائده بیلمیشدیر.او بو بویوک ایش لرله یاناشی دموکرات فرقه سینین بلکه ده گورسسی کیمی تانینیب بیر چوخ قورولتایلاردا علمی ادبی و سیاسی ییغینجاقدلاردا اشتراک ائدیب ،اوتورانلاری اؤزوندن و ان اسکی بیر تمدونه باغلی اولان ائلیدن راضی سالماغا چالشمیشدیر.و نئجه دئییرلر موفق ده اولور. جاوان حسین ایکی آذربایجاندا یعنی همی شمالدا و همی قوزی ده باش وئرن حادثه لرده اوزون قیراغا چکمه دن خالقی ایله چیین به چیین ده گئدیر و خالقی گولنده گولور خالقی آغلایاندا ایسه آغلاییر. بئله بیر سایغی لارا گوره عاشیق حله گنج چاغلاریندا او گونون بویوک اودولو اولان 21آذر میدالی ایله تلطیف اولونوب و خالق آرتئستی آدی ایله شرف لنمیشدی .عاشیغین سازین هئچ زامان توز باسماییر. آنجاق بعضی  واخت لار ائله غم – کدر هاوالاریندا کوکله نیر. بوزامان عاشیق اونا خیطاب دئییر.

 

بلکه آیری لیبسان اوز سیرداشیندان   دوغماوطنیندن قان قارداشیندان

اودورمو داغیلیب هوشون باشیندان  دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش ...

 

عاشیق حسین جوانین ادبی ارثی:

عاشیغین علمی- ادبی میراثیندان دانیشماق نه قدر راحات دیرسا بیر او قدر ده چتین دیر.باخین کی بو عاشیق نه اینجه طبعه مالیک ایدی.

 

گوزلرین حکم ائیله ییر

قتلیمه فرمان قارا گؤز

گؤزلرینه جان صاداغا

دئمیشه م قوربان قارا گؤز

خسته یم جان وئریره م

سن یئتیر درمان قارا گؤز

جان گئدیب جسد قالیب

بیل گیلن اینان قارا گؤز

 

یا باشقا بیر یئرده دئییر:

نرگیز

آلا گؤز اوستونده قارا قاشلارین

چاتیلیب یای کیمی آراسی نرگیز

گؤزل اینان طبیعت دن قاتیلیب

 وسمه‎سی سورمه سی قاراسی نرگیز

اوزونه باخانین خیالی چاشیر

محبتین کمندینه دولاشیر

خومار گؤزون هانسی گوزه ساتاشیر

تاپیلمیر دردینین چاراسی نرگیز

عشق اهلی سن جاوان حسین قیناما

هئچ کیم دوزمز بو غوصه یه بو غمه

محبتین اوخون ووردون سینه مه

چوخدور عاشقی نین یاراسی نرگیز.

 

تاسف‎لر اولسون کی ، سازلی- سؤزلو شاعیرین ادبی میراثی بیر نئچه دونه اجنبی لر طرفیندن یغمایه اوغرامیشدیر.حتی بیردونه آذربایجاندا میللی حوکومت دئوریلدیکدن سونرا ارتجاع قوه لری اونون ائوینه هجوم چکیب بیر نئچه دفعه آتش آچدیقدان سونرا ائوه داخیل اولوب آختاریش آپاریرلار،آنجاق ائودن تاپیلان قزئت ،ژورنال و بوتون ال یازمالاری توپلاییب نامردجه سینه اودویریب یاندیریرلار.بو مناسبته گوره شاعیر علی توده تبریز عاشقی عنوانی ایله نه گؤزل سؤیله میش دیر:

سنین هر بایاتین قوشمان گرایلین

ستارلارین دیلینده دوداغیندا دیر

اؤزون او گؤزلردن اوزاق اولسان دا

شکیلین کونوللر اوطاغیندا دیر

دئیرلر ائولری آختاردی دوشمن

مین قالین کیتابا اود ویردی دوشمن

فقط او بیلمه دی سنین هر نغمه ن

دویان اورکلرین واراغیندادیر

حله لیک تبریزده ایتسه ده سسین 

یانیقلی- یانیقلی اوتسه ده سسین

دیاردان – دیارا گئتسه ده سسین

یئنه آذربایجان توپراغیندادیر.

 

اونا نفرت گوستره ن لر حتی هیرص‎له‎رین ساخلایا بیلمه دن اونون امکداشی زیاد اوغلو عاشیق حسینی ده بونون یئرنه توتوب چوخلو ایشکنجه لردن سونرا شهادته نایل ائدیرلر.بئلنجی بیر ایرنج صحنه نی ائشیدن عاشیق حسین جوان صنعت یولداشینی اولدورن جلادا گورون نه خطاب یازیر:

 

آزادلیق مشعلی سونرمی جلاد؟

حقی سئون حقدن دونرمی جلاد؟

قورتولوش بایراغی ائنرمی جلاد ؟ اوندان الهام آلیر هر قوجا ،جوان

 

اونون ستارخان داستانی ، میللی سردارا یازیلان حتی سایسی بارماقلار قدری ده اولمایان داستا نلارین گورکملی لریندن بیریسی دیر کی 1950 ینجی ایلده بیرسیراسی آزادلیق ماهنی لاری کیتابلاریندا چاپ اولموش و هامان یئردن بویوک و بیلگین ادیب و فولکلور شوناس پاشا افندی یئف بیر حیصه لرین اؤز کیتابیندا ماراقلا گتیرمیشدیر. عاشیق بوداستاندان علاوه 30 حدودوندا داستانلاری دا یارادمیشدیر.اورنک اولاراق قاراداغ سفری،کلبه جر خاطیرلری ، عاشیق حسین جوان و سروناز ،باکی  قیزلاری و باشقالاری .او ستارخان دستانینی 1940 ینجی ایللر عرفه سینده یارادا بیلمیشدیر.عاشیق حسین جوان ایفاچی‎لیق و یارادجلیق ‎ده یرلندیرمک ایچون 50 ،55و 60 ایللیی چوخ طنطنه ایله ، باکیدا قورولموش دور.

 

بونلاردان علاوه اونون حاضیر جواب لیغی دا شاعیرلر ایچره ضرب المثل کیمی ایدی. او اؤزو  مظفر فیروزلا بیر گؤروشونون خاطیره سین چوخ گؤزل جه قئید ائدیب کی اؤزلویونده ماراقلی اولموشدور.

 

«قوام السلطنه نین بیرنجی معاونی مظفر فیروز باشدا اولماقلا تهراندان گلمیش سرهنگ لر سلطانلار ملی حوکومتله دانیشیق آپارماق ایچون تبریزده ایدیلر. اونلارین گلیشی مناسبتیله تبریزده کی شیر و خورشید سالونوندا کنسرت تشکیل اولونموشدو. منده اوز عاشیق آنسامبولیملا همین کنسرته دعوت اولونموشدوم. س.ج.پیشه وری ایله مظفر فیروز یان یانا اوتورموشدو،من:

 

...بیر کیمسه دن قوخوموز یوخ

هامیمیز بیر جان کمی

الده سیلاح دایانمیشیق

ایگید ستارخان کیمی

چونکی بیزه تربیتی او مرد قهرمان وئریب

... ایندی بیزیم اولکه میزده

سونسوز قدرتمیز وار

هر کیم بیزه کج باخارسا

اونا نفرتمیز وار

شرق ائلینه ایشیق سالان

ملی دولتمیز وار

وطن بیزی بو دولتین یولوندا قوربان وئریب

جاوان حسین ،یاتماگیلن

گئجه گوندو یازگیلن

او قان ایچن جلادلارین

مزارینی قاز گیلن

چیینینده ساز،الده تفنگ

دوشمن باشینی از گیلن

وطنینی تعریف ائله

او شرفه تکان وئریب

 

شعریمی اوخودوم.کنسرت قوتاردیقدان سونرا س.ج.پیشه وری منی یانینا چاغیریب سوروشدو.

 

-عاشیق حسین سیز هارالی سیز؟بو سوال گوزله نیلمز اولسادا:

 

-قاراداغ ماحالینین اوتو کندیندنم- دئدیکده مظفر فیروز تعجبو نو گیزله ده بیلمه دی او:

 

- سیز جنوبی آذربایجانین اوتو uto کندیندن سیز؟

 

- بلی آقای مظفر فیروز.

 

سونرا او حیله گر جه سینه گولوشه‎رک الیمی سیخیب:«یاخشی اوخودوغوز ایچون منتدارم»دئدی.

 

ناظر معانی نین حیله –سینی آلت-اوست ائدن پیشه وری مظفر فیروزا دئدی کی ،سیز نه ایچون آذربایجانا اینانمیرسیز؟بو توپراقدا یوزلرله حسین کیمی اوغوللار یاشییر.افسوسلار اولسون کی،سیز اونلارین دیلینی لال  قولاقلارین کار، گوزونو کور ائتمیسیز.

 

ایندی ایسه اوزونوزو اینامینیز اولمادیقی حالدا اونو عصیانچی ،شورویلرین تبلیغاتچیسی دئیه دامغالاییرسنیز.

 

عاشیغین شعرینده تبریز:

جاوان حسین آزادلیق بئشیگی اولان اوجا و قوجا تبریزی آذربایجانین باشقا شهرلریندن گومان کی چوخ سئویب و بو مدنیت اوجاغی اولان یئره،یئرلی یئرینده شعرلرده حصر ائدیر. او تاریخ بویلو تبریزه خطاب ائدره ک اوندا آخان حاق سیزجاسینا قانلاری و گوستریلن حاق سیزلیقلاری تنقید آتشینه توتور.کیم نه بیلیر کی بلکه ده او تبریز محیطینده بویوک- بویوک نائلیت لر کسب ائتدیینه گؤره تبریزی بیر بئله آلقیشلاییر.

 

ای انسان جلادی قودورموش یاغی

ناحقدن باتیرما قانا تبریزی

انتقام گونلری گلر یئتیشر

 بس دیر گتیرمه سن جانا تبریزی

***

قورخوتماز ایگیدی نه اولوم نه دار

اوندادیر عظمت متانت وقار

اوبیلیر دونیادا حق عدالت وار

قویماریق اودلارا یانا تبریزی

***

اونون سینه سینده بیر چراغ یانیر

بوبیر حقیقت دیر هامی اینانیر

دشمن لر تبریزی یاخشی تانییر

اگه بیلمز هئچ زامانا تبریزی

***

اوقارابولودلار اسن طوفانلار

بیرزامان تبریزین گؤجونو آنلار

آزادلیق اوغروندا توکولن قانلار

دونده ره جک گولوستانا تبریزی

***

عزمی اراده سی بیر بویوک داغ دیر

تاریخ یاشاداجاق همیشه ساغ دیر

اونون آلنی آچیق اوزوده آغ دیر

آپار سالار هر دیوانا تبریزی

***

حسینم اود یانسا یارالانماز او

 قیلنج لا کسه لر یارالانماز او

خلقیدن ال چکمز آرالانمازاو

بیلیر آذربایجان، آنا تبریزی.

***

حسین جاوان میللی حوکومت دئوریلدیکده بوتای دا قالا بیلمه ییب اوشاق لیق چاغلارین اوتای آذربایجاندا کئچیردیی یوردا دوندوکده کووره ک اوره یی سیخیلیب داریخیر و حزین حزین بئله ترنم ائدیر:

 

من جاوان حسینم سازیم دوشومده 

 یاغی لار تاب ائتمز مرد دوگوشومده

تبریزده دوستلارلا ایلک گؤروشومده

سازچالیب اوخوماق آرزولاریم دیر

 

نه یازیق کی ،بو آرزولار اونون گؤزونده قالیر.آنجاق ائله عومور بویو وطن ،وطن دئیب تبریزه بیر خیلی شعرلر حصرائدیر .باخین:

 

ساریلیب بوینونا بیرکورپه سایاق

دویونجا حوسنونه باخئیدیم تبریز

سن اولایدن بیرداغ منده بیر بولاق

شیرها-شیر کؤکسوندن آخئییدم تبریز

کسئیدیم ظالیمین عومور باغینی

کوکسونه چکئیدیم هیجران داغینی

خایین گؤزله سنه باخان یاغینی

یاندیریب اودلار یاخئیدیم تبریز

غصه نین ،کده رین کسیب هایینی

قورتارایدیم خالقین آهی- وایینی

ظولم اوجاغی اولان قان سارایینی

بوتون یئر اؤزوندن ییخیدیم تبریز

سنده توللایایدن هیجران یوکونو

خالق بایرام ائتدی اوعزیز گؤنو

خایین اؤره کلره پولاد سونگونو

انتقام عشقی ایله چاخئیدیم تبریز

جاوان حسین گئجه –گؤندوز انتظار

یارالی قلبینده مین بیر آرزو وار

قوینوندا قورئیدیم خزان سیزباهار 

منده اؤزبورجومدان چیخیدیم تبریز.

 

البته او آنادان اولدوغو بولکه نی ده سئویب گووه‎نیر و بیر سیرا شعرلر تقدیم ائدیر.اؤرنک اولاراق قاراداغ ،باشلیقلی شعرینین داد-دوزو داها آرتیق اولموشدور باخین:

دونیا قرار  توتوب ساکین اولاندان

چوخ بلالر چکیب باشین قاراداغ

آلنیندا کی هرایز بیر قرینه دیر

بیلینمیر تاریخین یاشین قاراداغ

اؤرکدن چکدیگین فریاددی آهدی 

دیله یین ،ایسته یین خالقا آگاهدی

هر قایان دؤیوشده بیر قرارگاهدی

سویله ییر تورپاغین داشین قاراداغ

تبریز بیرآنا دیر سنده اوغلوسان

ائل بیلیر اورکدن اونا باغلیسان

ستارخان گوچه لی سینه داغلی سان

اودورکی آغاریب باشین قاراداغ

سنین له اوجالار ائللرین سسی

دایانیب آرخادا اودلار اولکه سی

سارابین اورمونون گلیر نعره سی

کوردستان تک وار ،قارداشین قاراداغ

ائلیوین بیر زامان اوجالارسسی

اوخونار یوردومدا ظفر نغمه سی

اوپه نده گونشین ایستی نفسی

قیزینار گدیین قاشین قارداغ

گولر هر بیر داشین هربیر اویلاغین

سردارلار یئتیره ر آنا توپراغین

جاوان حسین الده توتاریاراغین 

قوخماز دونیا اولسا قوشون قاراداغ.

 

البته او قاراداغی موفته‎سینه سئومیر. نییه کی اورادان ستارخان کیمی دونیا شهرتلی بیر قهرمان ،شهاب الدین اهرلی کیمی فیلسوف ،نباتی  اهرلی سالک  عندلیب و طوطی کیمی اینجه طبعه مالیک اولان شاعیرلر باش قالدیرمیشلار.حسین جاوان اونلارین هامیسین سئویب ،حورمت بسله ییر، آنجاق میللی سردار لقبی ایله داها آرتیق تانیش اولدوغوموز ستارخانی دیلیندن و اورییندن سالماییر و اونا عایید بئله دئییر:

 

آذر اولکه سینین قهرمان اوغلو

آزادلیق یولونون قوربانی اولدون

آند ایچدین وطنه ،ایگید ستارخان 

یوردومون ایلقاری ایمانی اولدون

یاغی دوشمن لرله ائیله دین جنگی

آت سالدین میدانا چکدین اوزنگی

چوخونون قورخودان سارالدی رنگی 

اونلارین قتلینین فرمانی اولدون

سن ایدین سرکرده آذربایجانا

ووروش میدانیندا دوردون مردانا

قودوزجلادلاری بویادین قانا

اوز آنا یوردونون سلطانی اولدون

سن یاراتماق اوچون گؤزل چاغلاری

گونش توتسون – دئدین اوجا داغلاری

قیزیل گوللر آچدی تبریز باغلاری

او آزاد باغلارین باغبانی اولدون

شعله سی سن اولدون باغلی گوزلرین

قوووتی سن اولدون محکم دیزلرین

گونشی سن اولدون گولر اوزلرین

تمیز اوره کلرین وجدانی اولدون.

 

بو شعرلردن داها آیدین اولورکی او "خالق شاعیری" عنوانین بوشونا آلماییب و ائلی نین قوللوقوندا اولماغی و ائلینه – یوردونا شعر سویله مه یی فخر بیلیر و دئییر:

مقدس وطنه ،عزیز گونلره

سوز یازیب اوخوماق افتخاریم دیر

آذربایجان آدی آذرکلمه سی

اولو بابالاردان  یادیگاریم دیر

من ائل عاشیقی یم ائل دیر قدرتیم

بو ائلین آدی ایله آرتیب شهرتیم

بودورکورپه لیکدن آرزیم نیتیم

ائل ایله یاشاماق ایلک قراریم دیر

 

بس یئرسیز دئییل قلبینده وطن و خلقینه آزادلیق و دموکراتیا یا سونسوز محبت بسله‎ین عاشیق حسین جاوان یازدیغی آلاولی شعرلری ایله دوروموزون مبارز شاعیرلرین سیراسینا کئچمه یه موفق اولور.

 

خالق شاعیری عومرونون یئتمیشینجی پله‎سین آرخادا قویارکن گونش ایلی 1365 ینجی ایلده گنجه نین قاسیم اووا رایونوندا وفات ائدیب قلمین و سازین یئره قویوب اورادا باسدیریلیر.دئدیکلره اساس گون اولماز کی شاعیر و عاشیغین مزارینه زیارته گئدن اولماسین ،روحو شاد مزاری نورایله اولسون دئیه 4 پارچا شعرلریندن بیرگه اوخویاق.

تبریز 30/آپریل/2007

 

 

 

دانیش تئللی سازیم..


 

ندیر دردین  سویله نییه  سوسموسان؟

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

کیمده ن اینجیمیسه ن ،کیمدن کوسموسن؟

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

سن کی دیل بیلیرسن ،سوز آنلایرسان

شیرین آرزولاری تئز آنلایرسان

عاریف سن ،اشاره گوز آنلایرسان

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

بلکه آیریلیبسان اؤز سیرداشیندان

دوغما وطنینده ن، قان قارداشیندان

اودورمو داغلیب هوشون باشیندان؟

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

سنده می وطنی غملی گؤرورسن؟

دیلی باغلی چوخ سیتملی گؤرورسن؟

منتظر گؤزلری نملی گؤرورسن

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

سؤیله،گؤرورسنمی ناحاق قانلاری؟

ظولمودن اود توتان خانمالاری

گناهسیز آسیلان قهرمانلاری..

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

ندیر ایسته دیین ،آرزون ،دیله یین؟

قوش کیمی چیرپینیر وورور اوره یین

گونشدن پارلاقدیر خوش گله جه یین

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

جوشا گل غصه نی پرده لرده ن آت!

سسینی ائشیتسین بوتون کاینات

سن ده مورادینا ،اؤز آرزونا چات

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

نقده ر حیات وار سن ده زینده سن

صنعت عاشیغینین سینه سینده سن

اوجالت سسین پرده –پرده گونده سن

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

وفاسیز دوست کیمی اونوتما منی

کونلومون سیرداشی ،یاخین همدمی

دولان قاریش-قاریش دوغما وطنی

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

اوتوزبئش ایل سینه م اوسته چاغلادین

اوره ییمی تئللرینه باغلادین

خالقیمین دردینه سن ده آغلادین

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

اون دورد پرده ن ، دوققوز گوموش تئلین وار

کونوللره ، اوره‎کلره یولون وار

میلیون نغمه ن ، یئتمیش ایکی دیلین وار

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش

منیم آدیم عاشیق «حسین جاواندی»

سنین کیمی او دا شیرین زباندی

سؤزلریم خالقیما بیر ارمغاندی

دانیش تئللی سازیم دانیش سن دانیش.

 

 

«یاوانجی اولور»

امه یی، زحمتی سئومییه‎ن انسان

همیشه یادلارا یاوانجی اولور

لقماندا دردینه تاپانمیر درمان

همدمسیز اوتاقدا زارینجی اولور

هر انسان قلبینده مین آرزو یاتیر

زحمت سایه سینده مورادا چاتیر

کیملر کی ترینی تورپاغا قاتیر

امه یین بهره سی، سئوینجی اولور

وطنین سئومییه ن واخت سیز قوجالار

کونول روبابینده «وای» نفس چالار

خالقین سئوه ن ،خالق الی ایله اوجالار

قولوندا قدره‎تلی ائل گوجو اولور

گوزگودور انسانا صنعت دونیاسی

او آینا گوستریر لکنی ،پاسی

سؤکولمور،داغیلمیر هنر قالاسی

هر تمیز اوره کده بیر بورجو اولور

« جاوان حسین » سؤزو اوره کده بیشیر

چیی سؤز یاشاماییر،قیمتدن دوشور

سنین ده بئنینده گؤوهر یئتیشیر

دوداغیندان دوشن سؤز اینجی اولور.

 

 

«ناکام اؤلمه ره م»

دؤیوشلرده برکیمیشم، بیشمیشم

قورخو ندیر،اؤلوم ندیر ، بیلمه ره م

آنامین سودونه من آند ایچمیشم

وطن آدین اوره یمده ن سیلمه ره م

آزادلیق اوغروندا قانیم تؤکولسه

مزاریمین اوستن یول لار چکیلسه

ساچلاریم آغارسا ،بئلیم بوکولسه

دوشمنه باش اییب سجده قیلمارام

شیرین آرزولاریم یئرین آلماسا

وطنیم ذلتدن آزاد اولماسا

خالقیم سئوینمه سه ،ائلیم گولمه سه

اورکدن شاد اولوب منده گولمه سه

شفق اولوب اورکلره توکوللم

چنار اولوب یول لار اوسته اکیللم

بوداغ اولوب یارپاغلار بوکوللم

شهرت جبه سینه من بوگولمه‎ره م

چیخیب ساوالانا یوردونا باخسام

تبریزین کؤکسونه اولدوزلار تاخسام

ظفر نغمه سینی زیلده ن اوخوسام

من« جاوان حسینم » ناکام اؤلمه ره م

 

«دونیادا»

چیرپینما اوره ییم،دویونمه قلبیم

کیچیلمه دوشمنه ،اییلمه یادا

اودلار اؤلکه سینین اوجالیب باشی

دئییلیر شهرتی بوتون دونیادا

آه چکمه ،غم یئمه ، چوخ باخما یولا

آغلاما ،سیزلاما ،ائیله مه نالا

چوخ چکمز یئته رسن یئنه وصالا

دردین آرتیب اولوب حدده‎ن زیادا

پارچالانما اوره ک، یارالانماسن

تزه بوتؤولندین ،پارالانما سن

وفالی دوستوندان آرالانما سن

دولان آرخاسینا ،دولان پیادا

چتیندیر اولومده ن یامان آیریلیق

ائیله دی قددیمی کامان آیریلیق

سیخسادا«حسینی»زامان ،آیریلیق

دوستوندان ال چکمز دؤنمز نبادا.



شنبه 11 شهريور 1391برچسب:, :: 2:13 ::  نويسنده : محسن محمودی تراکمه

 

 

یازان:پرویز همت‌جو

 قاراداغ‌ ئولکه‌سی‌ تکجه‌ طبیعی‌، باخیمدان‌ یوخ‌، بلکه‌ایگیدلیک‌، وطن‌ پرورلیک‌، ادبیات‌ و موسیقی‌ ساحه‌سینده‌ آذربایجاندا بیر اؤزوک‌ قاشی‌ کیمی‌ ساییلیر.قاراداغدا کلاسیک‌ ادبیات‌ ایله‌ یاناشی‌ شفاهی‌ خالق‌ادبیاتی‌، خصوصی‌ ایله‌ عاشیق‌ صنعتی‌، چوخ‌ گئنیش‌صورتده‌ انکیشاف‌ ائتمیشدیر سؤزوموزه‌ اؤرنک‌ شاه‌اسماعیل‌ خطائی‌ دؤرونده‌ یاشامیش‌ دیریلی‌ قوربانی‌،18 نجی‌ ایل‌ عصریده‌ یاشامیش‌ کلیبرلی‌ عاشیق‌ علی‌ وعاشیق‌ رافی‌ «غفار»، مشگینده‌ عاشیق‌ دؤورموزده‌مشگینلی‌ اسد، گرمه‌ دوزلو حسین‌ جاوان‌ و بیرچوخلارینی‌ آد آپارماق‌ اولار.

دؤورموزون‌ گؤرکملی‌ شاعر و عاشیغی‌، استعدادلی‌سؤز اوستاسی‌ عاشیق‌ حسین‌ جاوانین‌ آدی‌ آذربایجاندااونون‌ سرحدلرینده‌ن‌ اوزاقلاردا دا چوخلارینا تانیشدیر.

میکائیل‌ اوغلو حسین‌ 1295(1) نجی‌ شمسی‌ ایلینده‌،قاراداغین‌ گرمه‌ دوز ماحالی‌ اوتوکندینده‌ آنادان‌اولموشدور. حسین‌ آتاسینی‌ چوخ‌ ائرکن‌ ایتیرمیش‌عایله‌ آغیرلیغی‌ آناسی‌ زهرانین‌ چینینه‌ دوشموشدور.اونا گؤره‌ده‌، عاشیغین‌ عایله‌ سی‌ قوزئی‌ آذربایجاناکؤچموش‌، ایکی‌ ایل‌ آغ‌ دامین‌ شرف‌ خانلی‌ کندینده‌یاشامیش‌، سونرا قاسیم‌ اسماعیل‌ اوو رایونونون‌دلمحمدلی‌ کندینه‌ کؤچموشدولر.

همین‌ ایللر ده‌ حسین‌ عایله‌ خرجینی‌ اؤده‌مک‌ اوچون‌اورانین‌ وارلیلارینا چوبانچلیق‌ ائتمیشدیر. گنج‌ حسین‌کندین‌ تامام‌ توی‌ - دویونلرینده‌ اولموش‌ و مجلیسی‌آپاران‌ عاشیقلارا درین‌ بیر ماراغلا قولاق‌ آسار کن‌،سوزون‌ و سازین‌ تأثیری‌ ایلیگینه‌ ئیریشیدیر.

همان‌ وورغونلوق‌ تأثیری‌ کؤلگه‌سینده‌ او؛ 11 یاشینداایکن‌ بیر مدت‌ عاشیق‌ علعسگرین‌ قارداشی‌ اوغلوعاشیق‌ موسی‌یا «1306 - 1313» نجی‌ ایللرده‌شاگردلیک‌ ائتمیشدیر.

عاشیق‌ حسین‌نین‌ بیر صنعتکار کیمی‌ ئیتیشمه‌ سینده‌عاشیق‌ علعسگرین‌ قارداشی‌ محمدین‌، اوغلو نجف‌ین‌،اوغلو طالیب‌یندا بؤیوک‌ رولو اولموشدور. سونرالاربیر اوستاد کیمی‌ ایرانا قایتمیش‌ و گؤرکملی‌ صنعتکارکیمی‌ آذربایجانین‌ خصوصی‌ ایله‌ تبریز، ارومیه‌، مرند،میانا، زنجان‌، اهر، کلیبر و تهراندا یاشایان‌آذربایجانلی‌لارین‌ توی‌ مجلیسلرینین‌ بزه‌یی‌اولموشدور.

عاشیق‌ حسین‌ اؤز ماحال‌لاریندا بیر گؤزه‌له‌ورولموش‌، اما عشقینده‌ اودا اصلی‌ - کرم‌، لیلی‌ -مجنون‌، علعسگر - صحنه‌ بانو کیمی‌ مرادا چاتابیلمه‌میشدیر.

عاشیق‌ حسین‌ جاوان‌ 1319 نجی‌ ایلده‌ن‌ اساس‌اعتباری‌ایله‌ یارادیجیلیغا باشلامیش‌ ایلک‌ شعرلرین‌«فرمان‌» سونرالار «جاوان‌» تخلصوایله‌ یازمیشدیر.

عاشیق‌ حسین‌ 1324 نجی‌ ایلده‌ دموکرات‌ فرقه‌سی‌نین‌ایش‌ اوسته‌ گلن‌ چاغلاری‌ اونون‌ فعال‌ اشتراکچی‌ وعضولرینده‌ن‌ اولموش‌ و اؤزکسگین‌ شعرلر ایله‌ طاغوت‌رژیمینین‌ علیهینه‌ اولموشدور:

 

شاه‌ من‌ اونوتمادیم‌ سنده‌ اونوتما

صابونلو کندیری‌ دار آغاجینی‌

منده‌کی‌ اونوتسام‌ تاریخ‌ اونوتماز

سینه‌سی‌ داغلانان‌ آنا - باجینی‌

آی‌ ظالیم‌ بو ظلمون‌ او خیانتین‌

ارتیریب‌ ائللرین‌ سنه‌ نفرین‌

قان‌ ایچمک‌ اولوبدور سنین‌ عادتین‌

ائللر سیندیر اجاق‌ کوک‌ قیلینجینی‌.

 

«حسینم‌» دئیرم‌: اولاجاق‌ اینان‌

حق‌ سنی‌ تورپاغا سالاجاق‌ اینان‌

تاریخ‌ اؤز الیله‌ آلاجاق‌ اینان‌

باشیوا قویدوقون‌ ظولمو تاجینی‌

عاشیغین‌ شعرلری‌ او زامانین‌ «آذربایجان‌»، «قیزیل‌عسگر»، «وطن‌ یولوندا»، «یئنی‌ شرق‌» کیمی‌ درگی‌وغزئت‌لرینده‌ چاپ‌ اولموشدور.

دموکرات‌ فرقه‌سی‌ پیشه‌وری‌ باشچلیغی‌ ایله‌ ایش‌اوستونه‌ گلنده‌ن‌ سونرا، عاشیق‌ حسین‌ ده‌ فرقه‌طرفینده‌ن‌ عاشیقلار بیرلیگینین‌ رهبری‌ اولور. اما بوباشچیلیق‌ چوخ‌ چکمه‌ده‌ن‌ 1325 نجی‌ ایلین‌ 21 آذرینده‌شاه‌ قوّه‌لرینین‌ طرفینده‌ داغیلیب‌، فرقه‌ باشچیلاری‌هره‌سی‌ بیر طرفه‌ قاچیر، عاشیق‌ دؤیوش‌ چاغلاریدااوتومور. او «شمشک‌ نفسلی‌ سازایله‌ نملی‌ سنگرلرده‌فدائی‌لر قاریشیسیندا ایلهاملا اوخویوردو، او وطن‌نین‌آزادلیغی‌ اوغروندا گئده‌ن‌ دؤیوشده‌ اتینین‌ شیشه‌چکیله‌جه‌ینده‌ن‌ ده‌ قورخموردو.افسوس‌کی‌، کیملرینسه‌سویوق‌ مناسیبتینی‌ بونودا عاشیق‌ حسین‌ جاوانا چوخ‌گؤردولر»(2) او فرقه‌ داغیلارکن‌ تبریزده‌ باش‌ ساخلایابیلمه‌ دیگی‌ اوچون‌ کندلرینه‌ گئدیر. سوراغیندا اولان‌دؤولت‌ مأمورلاری‌ عاشیغین‌ تعقیبینده‌ اولورلار.نهایت‌عاشیق‌ گئجه‌نین‌ بیر تکجه‌ قیزی‌ و حیات‌ یولداشی‌ایله‌وعدالاشاراق‌ قوزئی‌ آذربایجانا گئدیر. ماراقلی‌ دیرکی‌،عاشیق‌ اؤز قیزیندان‌ آیریلارکن‌ اونا بیر منظوم‌ وصیت‌نامه‌ کیمی‌ قوشما قالیبیندا حصر ائدیر:

 

من‌ گئدیره‌م‌ سعادتین‌ دالینجا

کؤریه‌ قیزیم‌ منده‌ن‌ سونرا آغلاما

نفسیم‌ گلینجه‌ تایورولونجا

من‌ چاتارام‌ بیر دییارا آغلاما

 

باغری‌ قاندی‌ چوخ‌ کؤرپه‌لر ایراندا

انسانلار چکیرلر نه‌لرایراندا

آناسیز اوشاقلار مه‌لر ایراندا

سن‌ اومود وئر، باخ‌ اونلارا، آغلاما

 

قاشین‌ کولگه‌ سالیب‌ آخماسین‌ یاشین‌

یئره‌ تیکیلمه‌سین‌ ویقارلی‌ باشین‌

او مهربان‌ آنا، باجی‌ ـ قارداشین‌

چک‌ پنهانه‌ دیینن‌ یارا آغلاما

 

اونوتما آرزینی‌ - گله‌جه‌ینی‌

تازا حیات‌ خوش‌ گون‌ گؤرجه‌ینی‌

ساچلارینی‌ چین‌ - چین‌ هؤرجه‌ینی‌

سیقال‌لا تئللرین‌ دارا آغلاما

 

اینسان‌ بیر آغاجدیر کسرلر اونو

باش‌ وئریب‌ دیبینده‌ن‌ تؤرویر اونو

ئیتیشیب‌ دوشمنین‌ عمرونون‌ سونو

وور سالار «حسینه‌» یارا آغلاما

عاشیق‌، استالین‌ دؤورنده‌، بیر چوخ‌ چتینلیک‌لر منت‌و دناز آلتیندا قالیر. مثال‌ اولاراق‌ «1326» نجی‌ ایلین‌اوللرینده‌ فلارموینیادا یقینجاق‌ اولور. عاشیق‌ حسین‌جاوان‌ دا گئدیر. ییغینجاق‌ قورتولاندان‌ سونرا، میرجعفرباقر اوون‌ گؤزو حسین‌ جاوانا ساتاشیر او تانی‌ ایله‌عاشیق‌ اوز توتوب‌ سوروشور «بیلیرسن‌ - دئدی‌،تبریزده‌ قالسایدین‌، سنه‌ نئیلیه‌جک‌دیلر؟ عاشیق‌حسین‌ جاوان‌ بو جوابی‌ معلوم‌ اولان‌ سوالی‌ لاقیدسکوتدا قارشیلادی‌»(3) بو کیمی‌ دونیازلاری‌ تحمل‌ائدن‌ عاشیق‌ یازیب‌ یاراتماقدان‌ ال‌ چکمیر. او 1327 -1326 نجی‌ ایللر آراسیندا م‌.ماقومائیو آدینا آذربایجان‌دؤولت‌ فیلار مونییاسیندا سولسیت‌ وظیفه‌سینده‌ایشله‌میش‌ و 1336 نجی‌ ایلده‌ن‌ آذربایجان‌ یازیچیلارایتفاقی‌نین‌ عضو اولموشدور.

عاشیق‌ حسین‌ ایفاچی‌لیق‌ و یارادیجیلیق‌قیمت‌لندیرمک‌ اوچون‌ 1337 نجی‌ ایلده‌ صحنه‌فعالیتین‌ 25 ایلینی‌ و 1346 نجی‌ ایلده‌ آنادان‌ اولماسین‌50 و 1355 نجی‌ ایلده‌ ایسه‌ 60 ایللینی‌ طنعطنعه‌ ایله‌قئید ائدیلمیشدیر. عاشیق‌ حسین‌ جاوان‌ آذربایجان‌عاشیقلارنین‌ بیر، ایکی‌، اوچو و دؤردونجو قورلتاینین‌نماینده‌سی‌ اولموشدور. 1338 نجی‌ ایلده‌ مسکوواداآذربایجان‌ ادبیاتی‌ و اینجه‌ صنعتی‌ اون‌ گونلویونده‌اشتراک‌ ائتمیش‌ و شرف‌ نشانیله‌ تلطیف‌ اولونموشدور.

عاشیق‌ 1329 نجی‌ ایلده‌ن‌ باشلییاراق‌، بیر - بیرنین‌آردینجا بیر نئچه‌ کیتابی‌ چاپ‌ اولموشدور. 1329 دا«عاشیغین‌ آرزولاری‌» یئنه‌ همین‌ ایلده‌ «آزادلیق‌ماهنیلاری‌»، 1332 ده‌ «شعرلر»، 1335 ده‌ «صدفلی‌ساز»، 1338 ده‌ «قوشمالار»، 1341 ده‌ «شعر»، 1345 ده‌«دانیش‌ تئللی‌ سازیم‌»، 1358 ده‌ «باهار کیمی‌» و باشقاچئشیدلی‌ کیتابلارینی‌ آد آپارماق‌ اولار.

عاشیق‌ حسین‌ جاوان‌ ادبی‌ فعالیتینده‌ بیر نئچه‌ داستان‌و سفرینده‌ مؤللیفی‌ اولموشدور.

«حسین‌ جاوان‌ سروناز»، «باکی‌ قیزلاری‌»، «کلبه‌ جرخاطیره‌لری‌»، «قاراداغ‌ سفری‌»، «ستارخان‌ داستانی‌»کیمی‌ اثرلرده‌ یاراتمیشدیر. عاشیغی‌ سئویب‌ ایستیه‌نلراولموشسادا، حسدینی‌ چکنلر ده‌ آز اولمامیشدیر.واختی‌ایله‌ عاشیغی‌ اینام‌ وعقیده‌سی‌ اوچون‌ تنقیدائدیب‌ «فیکیر دوشونجه‌سینی‌ الده‌ن‌ وئریب‌» دییه‌نلره‌جواب‌ اولاراق‌ یازیر:

 

سینیم‌ جاوان‌، فیکیریم‌ جمع‌، ازبریمدی‌ بیر خدا

شاهلار شاهی‌ وئریب‌ درسیم‌ یاتمیشدیم‌ یوخودا

عزیز آیه‌ بویوروبدور حاق‌ قوراندا نون‌ ندا

«جاوان‌ حسین‌» حسین‌ بیر آدی‌ ایله‌ تعریف‌ سال‌ یادا

یوز اون‌ دؤردو حاق‌ ایله‌ بویوروب‌ اوتوز جز قرانه‌ باخ‌

عاشیق‌ حسین‌ جاوان‌ اهل‌ بیت‌ عاشیغی‌دیر. و انون‌شعرلری‌ کمونیست‌ حاکمیتی‌ ایللرینده‌ ایشیق‌ اوزوگؤرمه‌سده‌ سونرالار خالقین‌ دیل‌ ازبری‌ اولموشدور.تبریز شهرینده‌ عاشیقلار قورولتاینین‌ بیرنجی‌ دؤرونده‌81 ینجی‌ ایلین‌ مهر و آبان‌ آییندا بئش‌ گونلوک‌یاریشمادا ایشتراک‌ ائده‌ن‌ عاشیقلارین‌ واسطه‌سی‌ایله‌اوخونان‌ «ابوالفضل‌ (ع‌)» شعری‌ دقته‌ لایقدیر

 

... آتان‌ علی‌ وصی‌سییدی‌ محمد پیغمبرین‌

عاشورا گونو شهید اولدو جوان‌ علی‌اکبرین‌

«جاوان‌ حسین‌» ئوکریدی‌ هر واخت‌ قانلی‌ پیکرین‌

امام‌ حسین‌ قاباغیندا شهید اولان‌ ابوالفضل‌(4)

عاشیق‌ حسین‌ جاوان‌ عؤمور بویو وطن‌ حسرتیله‌ ووطن‌داشلارایله‌ گؤروش‌ حسرتینده‌ یاشامیش‌

 

ساریلیب‌ بویونونا بیر کؤرپه‌ سایاق‌

دویونجا حسنونه‌ باخئیدیم‌ تبریز.

سن‌ اولایدین‌ بیر داغ‌ منده‌ بیر بولاق‌

شیرهاشیر کؤکسونده‌ن‌ آخئیدیم‌ تبریز.

و یا

چیخیب‌ ساوالانا یوردوما باخسام‌

تبریزین‌ کؤکسونه‌ اولدوزلار تاخسام‌

ظفر نغمه‌سینی‌ زیلده‌ن‌ اوخوسام‌

من‌ «جاوان‌ حسینم‌» ناکام‌ اؤلمه‌ره‌م‌.

اما تأسف‌لر اولسون‌ کی‌ عاشیق‌ اؤز آرزی‌سیناچاتمادان‌ 1365 نجی‌ ایلده‌ گنجه‌ شهرنین‌ قاسم‌ اسماعیل‌اوو رایونوندا ابدیلیک‌ حیاتا گؤیوموشدور



شنبه 11 شهريور 1391برچسب:, :: 2:10 ::  نويسنده : محسن محمودی تراکمه

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد